مير محمد اشرف حسينى عاملى ( سبط علامه ميرداماد )
141
فضائل السادات يا برترى خاندان رسالت و امامت ( فارسى )
خود مىاندازيم . پس آن قرض داران همه على الصباح آنچه بر ذمهء ايشان بود برداشته به نزد او آوردند ، تا آن كه مجموع آن صد هزار اشرفى پيش او مجتمع گرديد ، و نماند احدى در مصر از آن جماعتى كه نزد او مالى بود از آن مرد مگر آن كه حضرت محمّد و علي عليهما السلام در خواب نزد او آمدند و به تهديد او را امر نمودند كه به هر نحو تعجيل واسراعى كه مقدور باشد مال او را ادا نمايد . آنگاه محمّد و على عليهما السلام به خواب آن مردى كه ايثار قرابت رسول اللَّه صلى الله عليه و آله نموده بود آمدند و به او خطاب نموده فرمودند كه : چون ديدى صنع خدا را نسبت به خود ، بتحقيق كه ما امر كرديم كسانى را كه در مصر مىباشند كه به زودى مال تو را به تو رسانند ، آيا مىخواهى كه بفرمائيم حاكم آن شهر را كه عقار و املاك تو را در معرض بيع در آورده بفروشد و قيمتهاى آن را از مال خود حواله كند كه در مدينه بگيرى ، و بدل آن هر چه خواهى در اين موضع خريدارى نمائى ؟ آن مرد گفت : بلى مىخواهم . پس محمّد و على صلوات اللَّه عليهما به خواب حاكم مصر آمدند ، و امر نمودند او را كه عقار او را بفروشد ، و قيمت آن را به طريق سابق به او برساند ، پس آوردند براى او از آن قيمتها سيصد هزار اشرفى ، و چنان شد آن مرد در تموّل كه متموّلترى از او در مدينه نبود . پس باز حضرت رسول صلى الله عليه و آله به نزد او آمد و فرمود : يا عبداللَّه اى بندهء خدا آنچه واقع شد جزاى دنيوى بود بر اين عمل خيرى كه از تو صادر شد نسبت به آن سيد و سيده كه قرابت مرا بر قرابت خود اختيار نمودى ، و به خدا قسم كه در دار آخرت بعوض هر حبّهاى از اين مال هزار قصر به تو خواهم داد در بهشت كه كوچكترين آن قصرها بزرگتر از تمام دنيا باشد به حسب كمّيت ، و در شرافت و نفاست و كيفيت آن قصور بى خلل و عيب و قصور ، به مثابهاى