السيد شبر بن محمد الحويزي المشعشعي
72
الذخيرة في العقبى في مودة ذوي القربى
حويزه أقامت نمودند . وسيد محمّد در موضع أبى الشمول مقام داشت ، وچون در آن اثنا شيخ أبو الخير بعضي از رؤساى آن حدود را بىگناه كشته بود ، ودلهاى مردم از أو متنفّر شده ، بسيارى از ايشان متفرّق شده بودند ، سيد محمّد فرصت يافته چون اندكى از مردمان با أو بودند ، امر كرد تا زنان عمامه بر سر نهاده گاوميشها را از عقب مردان براندند ، ومردان پيش پيش ايشان با شمشيرهاى كشيده متوجّه شوند ، چون أصحاب شيخ أبو الخير آن كثرت را ديدند به هزيمت افتادند ، وبعد از آن به اتّفاق مير خدا قلى وأصحاب خود وبسيارى از أهل حويزه بيرون آمده گريختند . وچون سيد محمّد از فرار ايشان اطّلاع يافت ، از عقب ايشان رفت ، وتا نزديك به ولايت ، مشكوك هركه را از ايشان يافت كشت ، وبعد از آن به حويزه مراجعت نمود ، وبه محاصرهء آن مشغول شد . وچون خبر محاصرهء حويزه به اسپند ميرزا ابن قرا يوسف حاكم بغداد رسيد لشگر خود را جمع نموده متوجّه حويزه شد ، وچون به واسط رسيد امراى حويزه كه يكى از ايشان أمير طايفهء مزرعه بود ، وديگر أمير بني مغيزل بود به خدمت أو رسيدند ، ودرخواست نمودند كه ايشان را امداد نمايد ، وأهل قلعهء حويزه را از دست مشعشع خلاص سازد ، پس اسپند ميرزا بعضي از امراى خود را با ايشان همراه كرده پيشتر از خود به حويزه فرستاد ، وگفت : كه من خود نيز در عقب مىرسم ، ودر آن أوقات شيخ أبو الخير لشگرى جمع كرده بود مىخواست كه بر سر حويزه بيايد . وچون خبر ميرزا اسپند را شنيد به شوشتر مراجعت كرد ، ولشگر اسپند ميرزا