السيد شبر بن محمد الحويزي المشعشعي
73
الذخيرة في العقبى في مودة ذوي القربى
چون به حوالي حويزه رسيدند ، ايشان را با طلايع لشگر سيد محمّد جنگ واقع شد ، شكست بر مردم سيد محمّد افتاد ، وچون خبر شكست ايشان به سيد محمّد رسيد از حوالي حويزه كوچ كرده به موضعي كه آن را طويله گويند نزول نمود ، وميرزا اسپند به قلعهء حويزه درآمد ، ولشگريان به شهر نزول نمودند ، ومال بسيار از أهل حويزه گرفت ، آنگاه به ناحيهء طويله حركت كرد ، وجمعى كثير از مشعشعيان را به قتل آورد . وسيد محمّد ايلچى را با تحف وهدايا واموالى كه از شيخ أبو الخير گرفته بود به خدمت ميرزا اسپند فرستاد ، ومعذرت طلبيد ، وسخنى چند به أو پيغام داد كه أو خشنود گشت ، وميرزا اسپند تركشى با كمان وكشتيهاى برنج جهت سيد محمّد فرستاد ، وأكثر اهالى حويزه را كوچانيده از راه شلوه به جانب بصره رفت ، وبعد از مراجعت ميرزا اسپند سيد محمّد به حويزه آمد ، وجماعتى را كه از ميرزا اسپند تخلّف نموده بودند غارت كرد . وبعد از آن مشعشعيان كشتيهاى ميرزا اسپند را كه از رخوت وأنواع مأكولات مملوّ ساخته از بصره به واسط مىفرستاد گرفتند ، وهركس را كه در آن كشتيها بود كشتند . وچون اسپند ميرزا آن خبر را شنيد از بصره به بغداد آمد ، ودر آن اثنا سيد محمّد به ناحيهء واسط لشگر كشيده ، وسه روز قلعهء بندوان را كه از جملهء محدثات ميرزا اسپند بود محاصره نمود ، وكارى نساخته برگرديد . وآخر أكثر اعراب آن نواحي از طايفهء عباده وبنى ليث وبنى خطيط وبنى سعد وبنى أسد به أو پيوستند ، وشوكت وقوّت سيد محمّد زيادة شد ، تا آن كه لشگر بر سر بصره كشيد وكارى نساخت ، ورماحيه را در تصرّف خود درآورد ،