السيد شبر بن محمد الحويزي المشعشعي
70
الذخيرة في العقبى في مودة ذوي القربى
وچون اين شكست بر ايشان واقع شد به مقام قديم خود كه ثبق ونازور وغاضرى بود مراجعت نمود ، وبعد از مدّتى به موضع ذوب كه محلّ نزول طايفهء معاوى بود وواقع است در ميان نهر دجله وحويزه ارتحال نمود . وچون أو در آنجا قرار گرفت ، پسر خود سيد على را كه به مولى على ملقّب بود به طلب أصحاب خود كه در ثبق ونازور وغاضرى بودند فرستاد . وچون سيد على آن جماعت را برداشته روانهء خدمت پدر شد ، قافلهء عظيم را كه در راه با أو دچار شد غارت نموده ، با مال ورجال بسيار نزد پدر رفت ، آن گاه طايفهء معاوى را كه مشهور به اسم نيس بودند امر كرد تا گاو وجاموس خود را فروختند ، واسلحهء جنگ خريدند ، وايشان هرگاوميش خود را به شمشيرى وده درهم فروختند . چون اسلحهء جنگ ايشان تمام شد ، به جانب أبى الشول كه قريهايست از قراى حويزه حركت كرد ، وصباح روز جمعه هفتم شهر رمضان سنهء هشتصد وچهل وچهار به آنجا رسيد ، ودر آن روز از أهل جزائر وحويزه خلق بسيار كشته شد ؛ زيرا كه أمير فضل بن عليان تبّعى طائى كه حاكم جزائر بود در آن ايّام به واسطهء كدورتى كه ميان أو وبرادران واقع شده بود ، از جزائر به حويزه آمده بود ، ودر ناحيهء أبو الشول نزول كرده بود ، لاجرم از مردم أو نيز كه أهل جزائر بودند جمعى كثير در معاونت أهل حويزه كشته شدند ، وسيد محمّد در توقّف مصلحت نديده به ذوب مراجعت نمود . وبعد از مدّتى چون در ميان خيل وحشم سيد محمّد قحط وتنگى پيدا شد ، لشگرى ساز كرده به جانب واسط رفت ، وميان أو وبعضي از امراى مغول كه در واسط ونواحي آن بودند جنگ شد ، وچهل كس از مغولان كشته شد ، وبالأخره