ابو القاسم بن حسين رضوى قمى لاهورى / ميرزا حسين النوري الطبرسي

82

رسالة السادة في سيادة السادة ( و البدر المشعشع در احوال ذريه موسى المبرقع للطبرسى ) ( فارسى )

برهان و قرآن ميسّر و ممكن باشد تأويل كرده شود ، و إلّا مطرود و متروك محض مىباشد ، و اين اخبار متّفق عليه امّت واجب التمسّك و الأخذ و العمل ، پس معارض و منافى آن متروك مىباشد . ثانى : ايضا در فنّ اصول و انساب و درايه قانون مقرّر گرديده كه در دعواى ايمان و نسب اصل ثبوت آن ، لهذا تقديم و تصديق او بر نفى و سلب آن مىباشد ، و استصحاب آن باقى تا ثبوت سلب و منافى قطعى آن مىباشد ، پس در اينجا هم دعواى ايمان و هم صحّت انساب آباء آن حضرت در اصل ثابت و استصحاب باقى ، خصوص نصّ از نبى معصوم بر طهارت و ايمان و صحّت ولادت همهء اينها مع شهادت جمهور اهل انساب مىباشد ، پس معارض و منافى اسلام بعض ايشان باطل محض مىباشد . ثالث : ايضا اگر تعديل و جرح متعارض شود ، گرچه در تقديم أحدهما بر ديگر در اهل حديث و درايه و رجال و اصول دو قول است ، و لكن آنان كه بالجمله ايمان دارند به آنها ، چاره نيست براى حفظ مرتبهء نبوّت و خلافت تقديم تعديل و ترجيح آن بر تجريح واجب مىدانند ، به سبب ثبوت اين صحاح متّفق عليه ، تا ايذاء و توهين سيّد موجودات لازم نيايد ، و همين اسلوب جمهور دين داران است ، چون قاضى عياض ، و محكى از احمد ، و محكى از شافعى نيز ، و قسطلانى ، و سيوطى در آخر رسالهء وزراء مهدى و اسلام آباء نبي ، و قاضى ابو بكر ، و از دلايل رازى ، و نيشابورى ، و امثالهم ، صونا لناموس الاسلام و الإيمان . رابع : بعد صحاح اخبار مجمع عليه اجماع اهل بيت عصمت و طهارت ، و اتّفاق كلّ علماء اين ملّت ، مع اعتقاد جماعتى از جمهور اهل سنّت بر اين‌كه كلّ آباء نبى و على از آدم تا عبد اللّه و أبو طالب مسلمان و موحّد ، بل نزد اماميه به