ابو القاسم بن حسين رضوى قمى لاهورى / ميرزا حسين النوري الطبرسي
45
رسالة السادة في سيادة السادة ( و البدر المشعشع در احوال ذريه موسى المبرقع للطبرسى ) ( فارسى )
باب سيادت و همهء سعادت دنيويه و اخرويه من البدايه إلى النهايه در محمّد و على و بعد آن در فاطمه و عترت طاهرهء او و پس از آن در ذرّيه از نسل اينها الى القيامه مىباشد به عقل و اجماع امّت و قرآن و سنّت . امّا برهان عقل ، پس به صورت اجمال آنكه انسان من حيث انّه انسان علّت غائى در ايجاد اين عالم امكانى عند التعقّل و التأمّل مىباشد ، پس بالضروره علّت متبوع اوّل و اصل از معلول مىباشد ، پس ثابت شد كه علّت اين معلول آدمى بذاته است ، پس آدم اصل و اكمل و افضل از عالم مىباشد . امّا هر نبى و وصى پس او افضل و اكمل و اقبل از همهء بنى نوع انسانى و امكانى مىباشد ، لهذا قابل جميع فيوض و بركات و سعادات و كمالات دنيويه و اخرويه دفعتا مىباشد ، چه هركس قابلتر در ذات و صفات مىباشد او كاملتر است بالنسبت كسى كه اين لياقت و قابليت ندارد ، و بالضروره پس هر نبى بوجود كماليه و قابليت خلقى و ذاتى اكمل و افضل از همهء آنان مىباشد كه به سوى آنها براى تكميل آنها مبعوث مىشود . و اگر خود اقبل و اكمل نمىباشد ، پس او اصلا ناقص را تكميل و تأديب و تهذيب كرده نمىتواند ، و مثل مشهور است كه اعمى اعمى را و خفته خفته را راه نموده و بيدار كرده نمىتواند ، پس به اين سبب هر نبى سيّد مطاع ، و مرجع خلايق كافّهء معاصرين مىگردد . تنبيه : هرگاه اين واضح گرديد ، پس ما مىگوئيم : شخصى كه خاتم الأنبياء و سيّد الرسل ، بل نبى و رسول كلّ امم و رسل ، در كمال عالم و آدم و در آخر اينها باشد