ابو القاسم بن حسين رضوى قمى لاهورى / ميرزا حسين النوري الطبرسي
44
رسالة السادة في سيادة السادة ( و البدر المشعشع در احوال ذريه موسى المبرقع للطبرسى ) ( فارسى )
احفاد نزد كافّهء اهل عقل و ملل و نحل منسوب به سوى جدّ پدرى مىشوند ، مثلا اولاد ابو العاص و اولاد عثمان اموى ، به اموى منسوب مىشدند ، زيرا كه اين هر دو اموى بودند نه هاشمى ، و هاشم من اللّه سيّد گرديده نه اميّه . ايراد : پس چرا اولاد فاطمه عليها السّلام در سيادت منسوب به آن حضرت گرديدند ، و به آل رسول آنها را ياد مىكنند ، و به اولاد اينها هم به همين سبب سيّد و آل رسول مىگفتند ؟ جواب اوّل : بدانكه اولاد فاطمه را اولاد و ابناء رسول صلّى اللّه عليه و إله براى آن مىگويند كه اين خاص از خصايص فاطمه عليها السّلام مىباشد ، چنانچه من بعد نصوص در اولاد و احفاد فاطمه مىآيند ، كه اينها خاصّ اولاد و احفاد رسولاند ، و اين امر خاص از خصايص فاطمهء زهراء عليها السّلام من اللّه بود و بس نه به ديگرى . جواب ثانى : امّا اولاد على را سيّد خاص براى سيّدة النساء نمىگويند ، بلكه به جهت خود حضرت امير عليه السّلام ، چه او هم سيّد اقوا و اكمل از فاطمه عليها السّلام مستقل بذاته بود ، چنانچه الحال دانستى كه نزد كافّهء اهل عقل و اهالى ملل و نحلل اولاد و احفاد از بدايت إلى نهايت منسوب و منتهى به سوى جدّ پدرى مىشوند نه به مادرى ، چه اقوا بودن ماء الرجل از آب زن شكّى نيست ، لهذا تغليب بماء الرجال و منسوب الى الأب و الجدّ براى همين مىباشد . و ايضا براى آنكه در آب مرد قوّت عاقدهء غالبه ، و در آب زن قوّت منعقدهء منفعله مىباشد ، پس در اينجا سيادت اولاد على عليه السّلام را به جهت سيادت على عليه السّلام و بنوّت و ذرّيهء محمّدى به جهت فاطمه عليها السّلام مىباشد ، لهذا اولاد اينها را نجيب الطرفين مىگويند .