ابو القاسم بن حسين رضوى قمى لاهورى / ميرزا حسين النوري الطبرسي

43

رسالة السادة في سيادة السادة ( و البدر المشعشع در احوال ذريه موسى المبرقع للطبرسى ) ( فارسى )

و بقاء آنها ، آيا بر آنها هم سيّد به مثل اولاد و احفاد و ذرّيهء فاطمه اطلاق مىشود يا نه ؟ و بر آخر ترجيح بلا مرجّح لازم مىآيد ، و آن باطل مىباشد . جواب اوّل : بعدم لازم تحقّق ملزوم هم باطل است ، چه بعدم بقاء اثر آنها حكم آنها لازم نيست . جواب ثانى : بدان‌كه در اين بنات سه‌گانه كه آيا اولاد خديجه از شوهر اوّل‌اند ، يا از اولاد هاله خواهر خوانده پدرشان ابو هند ، و پسرى هم بعد پدر از او زاييده ، و او هم به نام ابو هند موسوم گرديده ، يا از يتاماى امّت‌اند ، بر تقدير ثلاثه تربيت يافته و ربيبهء آن حضرت‌اند به مربوب ابن و بنت در هر عرف اطلاق در هرزمان و ملك شايع است ، يا از نسل حضرت رسول صلّى اللّه عليه و إله و خديجه خاص مىباشند ، در علماء انساب خلاف است . و آخر وجه مشهور متّفق عليه امّت است كه اين بنات را شأن و حال و مآل و رتبهء زهراء عليها السّلام اصلا نمىباشند ، چنانچه پنج انگشت در يك دست مع اتّحاد مادّه ، و وجود اتّصال آنها باهم ، مختلف الهيئه و القامه و الطاقه مىباشند ، در نظير اين باب كافى است ، چون و چرا در ارادهء خداى مالك الملوك حكيم مدبّر عالم بالأصلح راه ندارد ، و لهذا در شأن آنها اهل حديث از مريدان و غير مريدان مدحى و روايتى نياوردند كه ثابت باشد . تنبيه : هرگاه اين واضح شد ، پس ما مىگوئيم : از پسرهاى سابق الذكر اگر نسلى موجود و باقى مىماند ، در اين شكّى نبود كه آنها سادات ، و اولاد و احفاد و ذرّيهء آنها آل و عترت و ذرّيهء رسول صلّى اللّه عليه و آله مانند ذرّيهء بتول بلا تفاوت مىبودند ، امّا اولاد و احفاد و ذرّيهء بنات ديگر اگر از آن حضرت به صورت حقيقت و واقعى ثابت مىشوند ، پس اولاد آنها سادات اصلا و ابدا نبودند ؛ زيرا كه انساب و اولاد