ابو القاسم بن حسين رضوى قمى لاهورى / ميرزا حسين النوري الطبرسي

39

رسالة السادة في سيادة السادة ( و البدر المشعشع در احوال ذريه موسى المبرقع للطبرسى ) ( فارسى )

الموسوي ، ثمّ الحسني و الحسيني ، و تقديم كلّ من كان علاقته بالأئمّة أكثر « 1 » . يعنى : بعيد نيست كه در طبقات تقديم مىباشد سادات رضويه را ، پس موسويه را ، پس حسنى و حسينى را ، قاعدهء كلّيه تقديم مىباشد آن طبقه را كه علاقهء او به ائمّه اكثر مىباشد . و شهيد هم مثل همين فرموده « 2 » . پس هر سيدى كه پائين‌تر از اصلاب ائمّه برآيد ، شرافت او باعتبار ابوّت متنازله زياده‌تر مىباشد ، مثلا اولادى كه از حضرت نقى عليه السّلام جدا شدند شرف آنها زياده است از آنها كه از حضرت تقى عليه السّلام جدا شدند ، و آنان‌كه از حضرت تقىاند عليه السّلام شرف زياده‌تر دارند از حضرت كاظم عليه السّلام جدا شدند . خلاصه شرف آنها زياده است از آنان‌كه از ما فوق آنها جدا شدند ، به جهت انتقال او از صلب طاهر حجّة اللّه الى صلب طاهر آخر من حجج اللّه ، هكذا از صلب مبارك سيّد كاينات الى الحادي عشر ، هركه دور كرده البتّه مرتبهء متنازله آبائى به او زايد مىشود . و بعضى گمان بردند به اشرفيت آنان كه از حضرت نبى صلّى اللّه عليه و إله يا از حضرت على عليه السّلام و فاطمة عليها السّلام جدا شدند ، پس آنان‌كه از اصلاب متنازله ظاهر شوند آن قدر تنزّل و بعد دارند ، معاذ اللّه ، اين مذهب جمعى از نسّابه عامّهء عاميه مىباشد . بل ما مىگوييم : آنانى كه از ابتداء شرف جدا شدند ، آنها اين شرافت زايدهء اصلاب مطهّرين ديگر بالضرورت ندارند ، چه آن‌كس كه محل و مقام شرف را از بدايت الى نهايت منزل به منزل كلّ منازل را طى كند ، البتّه شرف منازل به او ازيد و اكثر است بالنسبت آنان كه به منزل واحد رسيده برآمد . اشكال : در اين شكّى نيست كه لفظ سيّد از كلمات وصفيه است نه از اسماء

--> ( 1 ) جواهر الكلام 16 : 105 ، از كشف الغطاء نقل نموده . ( 2 ) دروس شهيد 1 : 262 .