ابو القاسم بن حسين رضوى قمى لاهورى / ميرزا حسين النوري الطبرسي
328
رسالة السادة في سيادة السادة ( و البدر المشعشع در احوال ذريه موسى المبرقع للطبرسى ) ( فارسى )
از او راضى شد « 1 » . و ما در باب چهاردهم از كتاب كلمهء طيبه از فضائل و مناقب اين سلسلهء جليله و دوحهء علويه ، و فضل رعايت و احسان به ايشان ، از اخبار و لطائف حكايات شرحى داديم ، و سالكان جادّهء مستقيم را چارهاى از رجوع و مطالعهء آن نيست . و مناسب آنكه ختم كنيم اين اوراق را به ذكر خبر شريفى كه در آن دستور العمل است براى رفتار با سادات زشت كردار ، و بزرگى عقوبت بىاعتنائى به ايشان ، كه از آن معلوم خواهد شد طريق معاشرت و آداب سلوك با نيكان يا مجهول الحال ايشان . شيخ متقدّم در كتاب قم فرموده : اوّل كسى كه از سادات حسينيه به قم آمد ابو الحسن « 2 » الحسن « 3 » بن الحسين بن جعفر بن محمّد بن اسماعيل بن جعفر صادق عليه السّلام بود ، و از مشايخ قم روايت است كه ابو الحسن شرب آشكار كردى ، روزى قصد سراى احمد بن اسحاق اشعرى كرد به سبب حاجتى كه او را بود ، و احمد به قم وكيل وقف بود ، چون ابو الحسن نزديك سراى احمد رسيد ، احمد او راه نداد ، و او را از صحبت خود منع كرد ، ابو الحسن ملول و غمگين به منزل خود مراجعت كرد . [ داستان احمد بن اسحاق اشعرى ] بعد از آن احمد بن اسحاق قصد خانهء كعبه كرد ، چون به سرّ من رأى رسيد خواست كه به حضرت حسن على عسكري صلوات اللّه عليه و على آبائه رود و او را زيارت كند ، چون به سرّ من رأى رسيد دستورى خواست ، امام عليه السّلام او را
--> ( 1 ) كتاب الزهد حسين بن سعيد ص 60 - 61 ح 160 . ( 2 ) در تاريخ قم در تمام موارد : أبو الجن آمده است . ( 3 ) در تاريخ قم : الحسين .