ابو القاسم بن حسين رضوى قمى لاهورى / ميرزا حسين النوري الطبرسي

327

رسالة السادة في سيادة السادة ( و البدر المشعشع در احوال ذريه موسى المبرقع للطبرسى ) ( فارسى )

جامهء خود كه ديگران نه‌بينند . و اين مقام شرح رد و قبول خبر نيست كه جايز باشد ذكر معايب راوى ، و مفاسد كارهاى او ، و آن تأكيد در ستر و كتمان ، و اين جواز در مقام كشف حال خبر در معايب محقّقه و قبايح ثابته است ، نه مثل نسبت شرب خمر است به آن سيد مكرّم كه راهى براى ثبوت آن در شرع نيست ، و از آن رقم مطالب نيز نيست كه بتوان در مستند آن مسامحه و مساهله كرد ، و به هر خبر ضعيفى متمسّك شد . و البتّه آن‌كه بىمستند شرعى چنين نسبتى به هر مؤمنى دهد مستحقّ عقوبات دنيوى و اخروى خواهد بود ، و در چندين خبر معتبر وارد شده كه افترا و بهتان بر برىء سنگين‌تر است از كوه‌هاى استوار . و سادسا : آن عمل زشت بر فرض صدق صدور از آن سيد معظّم ، سبب جواز طعن بر ذرّيهء ايشان نخواهد بود به مذهب هيچ مسلمى ، و اگر طعنه زننده غير سيد باشد كه غالبا رشتهء نسب پدرانش منتهى مىشود به بت‌پرستان و مجوس و ساير مشركان ، علاوه بر عدم جواز و ارتكاب محظور پردهء حيا و حجاب شرم را بالمرّه از خود برداشته كه با چنان اجدادى كفره درصدد عيب‌جويى و عيب‌گويى ذرّيهء برره برآمده به جهت صدور يك قبيح . شيخ جليل حسين بن سعيد اهوازي در كتاب زهد روايت كرده از جناب صادق و جناب باقر عليهما السّلام كه فرمودند : ابو ذر در عهد رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله مردى را سرزنش كرد به مادرش و به او گفت : اى پسر سياه ، و مادرش سياه بود ، پس رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله به او فرمود : سرزنش مىكنى او را به مادرش اى ابوذر ، پس ابوذر پيوسته رخسار و سر خود را به خاك مىماليد ، تا آن‌كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله