ابو القاسم بن حسين رضوى قمى لاهورى / ميرزا حسين النوري الطبرسي
280
رسالة السادة في سيادة السادة ( و البدر المشعشع در احوال ذريه موسى المبرقع للطبرسى ) ( فارسى )
على خان ، و نوّاب ناصر على خان ، و نوّاب نثار على خان ، و غير ايشان از رؤوس عالى شأن و تجّار معروقين عجم در كشمير به اين طايفهء مشاكيك اصلا خمس و نذور مخصوص ندادند . تبصره : هرگاه اين حال خصوص از منكرين در حال هم به اتّفاق و عيان ما و شما ثابت باشد ، پس تواتر شرعى و لغوى معا بر تشكيك شما إلى حين ثابت و واضح مىباشد ، و تواتر لاحقى شما كه عبارت از شهرت دادن خود شما به سيادت خود در بين خود مانع تواتر قديمى شما به ما إلى حين نمىشود ، و دعوى تواتر شما تدليس و تلبيس به حسب المعنى جهالت در معنى تواتر مىباشد . سؤال : در اين طايفهء مشاكيك آيا شبههء موضوعيه است يا حكميه ، و ايضا مرجع در ازالهء آن شرع است يا عرف ، و آيا يقين الثبوت است يا غير يقينى ؟ جواب اوّل : به ظاهر اين تشكيك من باب شبههء موضوعيه مىباشد ، چه حكم در صنف مشكوك فيه من الشارع به تنصيص او معلوم از عدم اجراى احكام سيادت و لوازم آن بر اينها مىباشد ، چنانچه حكم طرف مقابل اينها از صنف ثابت السياده معلوم و مقرّر از جانب شارع است ، يعنى حكم ثابت السياده اجراى احكام و لوازم آن بر آنها مىباشد ، پس شبهه در مورد اين صنف مشكوك فيه من حيث الموضوع مىباشد ، پس موضوعيهء اين ثابت نيست يا مشتبهة في الموضوع ، پس شبههء موضوعيه مىباشد نه شبههء حكميه . امّا جواب مرجع در ازالهء آن من حيث الوضع عرف و من حيث الحكم شرع مىباشد ، لهذا جمهور اعلام اموات و احيا سماعت مجرّد دعوى سيادت را به غير اقامهء بينهء معتبرهء شرعيه كه عبارت از استفاضهء قطعيهء مستمرّه يا شهادت عدلين از اهل خبره بلدى مىباشد به نحوى كه معارض و قادح از ابتداء در هيچ طبقه از طبقات سابقهء او إلى الآخر نباشد كافى نمىدانند .