ابو القاسم بن حسين رضوى قمى لاهورى / ميرزا حسين النوري الطبرسي

281

رسالة السادة في سيادة السادة ( و البدر المشعشع در احوال ذريه موسى المبرقع للطبرسى ) ( فارسى )

سؤال : ما نمىدانيم كه تا اين وقت در كشمير مجتهدى يا فقيه معتمدى وارد يا پيدا شده باشد ، پس اگر جمعى هم مجتهد قابل جامع شرائط فتوا نبودند چه اجتماعا چه فرادا معتمد و نافذ القول در احكام شرعيه نباشند ، بل از غير مجتهد قول چون بول مىباشد . جواب : بدان‌كه عالم در عرف آن‌كس را مىگويند كه به دراست علوم عقليه و نقليه را تحصيل نموده باشد ، چه به درجهء اخذ و استنباط از مأخذ و دليل باشد يا نباشد . امّا مجتهد و فقيه بر قولى عبارت است از شخصى كه به دراست ممارست و حذاقت و ملكهء كلّى در استنباط احكام اللّه و استخراج و فهم آنها از مأخذ به ادّلهء تفصيليهء شرعيه در او باشد . نزد بعضى مجتهد كسى است كه او را به دراست و ملازمت علوم لازمه ملكهء كلّى حاصل ، و به آن مقتدر بر استخراج و استنباط حكم شرعى فرعى از اصول به ادلّهء تفصيليه بالفعل يا بالقوّه مىباشد . نزد بعضى مجتهد و فقيه آن‌كس است كه براى او ملكه و طبيعت مستقيمه ناشى شده باشد كه به وجود آن متمكّن از ردّ فروع إلى الاصول ، و ارجاع جزئيات از كليات ، و قوّت ترجيح و تعديل و تأويل مىباشد . نزد بعضى فقيه عالمى است به احكام شرعيهء فرعيه از ادلّهء تفصيليه . نزد بعضى فقيه عالمى به علم حلال و حرام جامع شرائط فتوا باشد ، و اين دو وجه آخر مطابق قاعدهء اخباريان دوران شامل صحابى و تابعى و اهل سماع مىباشند ، و ضبط وجوه ديگر در اين رساله حاجت نمىباشد . تنبيه : هرگاه اين مقرّر شد ، پس ابتداء همين سؤال عايد مىشود به خود سائل كه دعوى اجتهاد خود نمود ، و دعوت مردم در كلّ ملك كشمير و تبّتها و نواحى