ابو القاسم بن حسين رضوى قمى لاهورى / ميرزا حسين النوري الطبرسي

238

رسالة السادة في سيادة السادة ( و البدر المشعشع در احوال ذريه موسى المبرقع للطبرسى ) ( فارسى )

مىباشند ، قدح در نبوّت و امامت نمىرساند ، آيا نمىبينى كه فضلات بدنيه از انبياء عليهم السّلام جدا مىشوند ، و به انفكاك آنها در انبياء و ائمّه عليهم السّلام قدحى و نه به آن فضلات وهنى عايد مىشود . رابع : بعضى نقل كرده‌اند كه بعض سلاطين عبّاسيه به كدام امام معصومى عليه السّلام در مجلس عرض كرد : كه ما مردم جهله ظلمه مىباشيم ، و اغذيه ما هم نجس و خبيث ضرور مىباشد ، و اگر اولاد ما ظالم و فاجر و فاسق بوجود آيند حيرتى نمىباشد ، امّا بعضى از ما نيك هم بوجود مىآيند ، امّا از شما معصومين اولاد فجرهء فسقهء ضالّهء مضلّه بوجود آمدن اشد حيرت است ، چه شما معصوم و مطهّر در ظاهر و باطن ، و مآكل و مشارب شما هم اطهر مىباشند ، پس سبب تولّد اولاد نيك از ما و تولّد ولد بد از شما چه مىباشد ؟ جواب مىگويند : كه امام معصوم في البداهت جواب داد : چون‌كه به شما شيء و لقمهء حلالى و طاهرى من باب الهدايا و التحف و امثال آن به طيب نفس كسى مىرساند و آن را مىخوريد ، و در امثال مجالس شما به ما غذائى و لقمهء خبيثى في الواقع مىرسد ، پس از آن لقمه به شما ولد نيكى و به ما ولد بدى به عمل مىآيد . راوى مىگويد : كه سلطان عبّاسى منخجل و سرنگون شده ، و مجلس متلذّذ از اين جواب و سؤال بسيار شد . ايراد : انبياء علم ما كان و ما يكون دارند هرچيزى را مىدانند ، پس چگونه شيء خبيث را آنها بخورند ؟ و چگونه اكل آن بعد العلم جايز باشد ؟ چه مخالفت علم به عالم خصوص نبي و امام جايز نمىباشد ، و اگر علم به باطن امام ندارد ، پس دعواى ما كان و ما يكون باطل محض مىباشد . جواب : بدان‌كه هيچ نبى و امام از آدم تا خاتم مأمور در عمل به باطن و به