ابو القاسم بن حسين رضوى قمى لاهورى / ميرزا حسين النوري الطبرسي

218

رسالة السادة في سيادة السادة ( و البدر المشعشع در احوال ذريه موسى المبرقع للطبرسى ) ( فارسى )

خدا در جوابش به لفظ آخر ذكر فرمود : كه اى نوح كه آن ابن تو از اهل تو نيست ، يعنى پسرت قابليت و استحقاق نجات ندارد ، زيرا كه او عمل غير صالح دارد ، پس ردّ ابنيت او ننمود ، بل ردّ اهليت او نمود ، و علّتش عمل غير صالح تصريح فرمود ، و دعاء « الحمد للّه كما هو أهله » به معنى مستحقّ و قابليت مىباشد ، اعتراض باطل شد . جواب ثالث در شبههء ثانيه : آن‌كه موسى و اولاد و احفاد او معاصر حضرت امام على نقى و عسكرى و حضرت مهدى عليهم السلام بلاخلاف بودند ، و اين حضرت أئمّه به اسم قرابهء خود آنها را ياد فرمودند ، پس آن‌كس را كه امام معصوم به قرابت خود ياد ، يا تصديق به قرابت او نمايد ، يا انكار از نسب او ننمايد ، پس بلا شك و لا نكير اين قسم سادات مقطوعى الأنساب مىباشند ، پس حضرات رضويه قطعى الأنساب صحيح الولادت مىباشند . جواب رابع در شبهء ثانيه : آن‌كه در اصول فقه مقرّر گرديده كه در ايلاد و توليد اصل صحّت و ثبوت ولادت ، و استصحاب هم باقى مىباشد ، پس سلب و نفى آن نمىشود مگر به دليل قطعى ، و آن نيست إلّا وحى صريح از عالم الغيب و الشهاده ، بلى به نفى والد نفى ولد به ظاهر نمىشود إلّا به إقامهء عدول شهود اربعه به نهج شرعيه ، و إلّا بر والد نافى حدّ قذف به قرآن و سنّت حضرت ختمى مرتبت و اجماع اهل البيت و امّت لازم مىشود . تنبيه : اين امر در عامّهء امّت مىباشد ، امّا در اولاد أئمّهء اطهار عليهم السّلام و انبياء اين ممتنع الوقوع و الحصول است ، خصوص در احفاد موسى المبرقع ؛ زيرا كه احمد و محمّد عياذا باللّه ادّعاء چنين باطل بالاجماع نكرده‌اند ، پس صحّت نسب سادات رضويه واجب الثبوت بلا نكير مىباشد ، و دعواى مدّعى قاذف كذّاب باطل محض است .