ابو القاسم بن حسين رضوى قمى لاهورى / ميرزا حسين النوري الطبرسي
217
رسالة السادة في سيادة السادة ( و البدر المشعشع در احوال ذريه موسى المبرقع للطبرسى ) ( فارسى )
ابناء و احفاد رسول و عترت و قربى و ذرّيّهء آن حضرت بلاخلاف مىنامند ، چه آنكس كه اشهر از آباء باشد قاعدهء عرب است چه نيك باشد چون آل محمّد و آل نبى ما ، و چه بد باشد چون آل فرعون و امثال او را على الدوام آل او مىگويند ، و علم موضوع و قرآن و علم سير و تواريخ و قصص سلاطين بر آن ناطقاند . آيا نمىبينى كه بعد انقضاى هزارها سال در قرآن ذرّيهء آدم را به يا بنى آدم ، و معاصرين حضرت نبوى اهل كتاب را يا بنى اسرائيل مكرّر ندا فرموده ، اين اعماى محض است ، من كان في هذه أعمى فهو في الآخرة أعمى . امّا جواب ثانى از شبههء ثانيه اعمى القلب به صورت اجمال : آنكه زوجات انبيا و ائمّهء اطهار عليهم السّلام ، و نيز زوجات اولاد و احفاد ائمّهء اطهار كه معاصرين ائمّهء طاهرين عليهم السّلام مىباشند ، زانيات نمىباشند به اجماع اماميه ، بل به اتّفاق امّت مسلّمه نيز ، چه در آن حطّ منزلت آنها ، و نفرت خلق و اعتراض بر آنها مىباشد . ايراد : چگونه اين صحيح شود ؟ و حال آنكه نوح نبى « إنّ ابني هذا من أهلي » « 1 » عرض كرد ، و خدا با عتاب در جوابش رد كرد يا نُوحُ إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ أَهْلِكَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَيْرُ صالِحٍ « 2 » . جواب : مجمع عليه امّت است كه قبل طوفان ، به نوح عليه السّلام وعدهء مجمله داده بود كه هركس از اهل تو باشد او را غرق نمىسازم ، پس نوح عليه السّلام به مقتضاى بشرى و شفقت پدرى عرض به خدا نمود به قوله : اين پسرم از اهل من است ، ولديت و اهليت را به دو لفظ ذكر نمود ، و مستلزم دو معنى بالمغايره مىباشد ، و
--> ( 1 ) سورهء هود : 45 . ( 2 ) سورهء هود : 46 .