ابو القاسم بن حسين رضوى قمى لاهورى / ميرزا حسين النوري الطبرسي
162
رسالة السادة في سيادة السادة ( و البدر المشعشع در احوال ذريه موسى المبرقع للطبرسى ) ( فارسى )
ملجم كه آنها كفر و نفاق آنها مىدانستند ، لكن معمول و مأمور به باطن نبودند ، لهذا شهيد به دست ابن ملجم شده ، و حال آنكه او را در مسجد بيدار و از اراده و فعل او باخبر داده ، و شمشيرش كلام به او نموده ، و به صحابه فرمود كه قبل صدور فعلى از او مؤاخذه و گير و دار جايز نمىباشد . جواب ثالث : علّت در اكثر تكاليف شرعيه امتحان موافق از منافق مىباشد ، و إلّا به خدا عالم القلوب و الغيوب ظاهر و باطن يك سان منكشف مىباشد ، پس جايز است كه ايقاع اين امر براى امتحان و تحصيل اجتهاد مكلّفين آينده تا قيامت مىباشد ، لهذا از نبى خود حال بعض منافقين را تا زمانى به غرض و حكمتى مستور دارد . و مؤيّدش آيه وَ مِنْ أَهْلِ الْمَدِينَةِ مَرَدُوا عَلَى النِّفاقِ لا تَعْلَمُهُمْ نَحْنُ نَعْلَمُهُمْ « 1 » مىباشد ، يعنى جمعى از اهل مدينه مدّتى مديد را گذرانيدند بر نفاق ، يا محمّد تو آنها را نمىدانى و ما آنها را مىدانيم . و از جمله علل در كتمان حال نفاق آنها از نبى خود نمىباشد مگر امتحان و تميز ، و اظهار موافق از منافق از صدر اوّل تا آخر قيامت به اجتهاد و تحقيق . جواب رابع : اين مناكحهء جانبين در بداية اسلام واقع شده ، كه در آنوقت آن حضرت و اسلام نهايت قليل و ضعيف مقهور اعادى كفّار بود ، و مشهود در هر بلد است كه اگر شخصى از قومى دخترى مىگيرد و مىدهد آن قوم بل اهل آن بلد و محلّه هم حامى آن شخص على كلّ حال مىباشند . پس غرض در اين مصاهرت تقويت اسلام در بدايت و لو به اظهار كثرت و تعداد سواد باشد ، تا دفعتا خصام و اعادى مسلمانان را قليل و ضعيف شمرده بر
--> ( 1 ) سورهء توبه : 101 .