مركز تحقيق مدرسة ولي العصر ( عج )
1854
غنا ، موسيقى ( عربي - فارسي )
قال : « هو الغناء » و اطلاق مطلق منصرف به فرد اكمل است و فرد اكمل و مصداق مكمّل از غناء همان صورت صوت اهل طرب و مقام تصنيف و لهو و لعب است . و في الكافي و التّهذيب عَنْ أبي عبدِ الله عليه السلام قال : « أجْرُ المُغَنِّيَةِ الَّتي تَزِفُّ العَرائسَ لَيْسَ بِه بَأس لَيْسَتْ بِالَّتي تَدْخُلُ عَلَيْهَا الرِّجالُ » . « 1 » و به اين معنى اخبار ديگرى نيز هست و معلوم است اگر مطلق غناء حرام باشد كما ذَهَبَ إليه جَمع مِنْ أعاظِمِنا الإماميّة آن وقت تَزِفُّ الْعَرائس چه خصوصيّت دارد ؟ و ميزان ، عموم علَّت است نه خصوص مورد ، پس جهت حرمت دخول رجال است بر جوارى مغنيّه و ديدن و شنيدن صوت نامحرم است ، پس اخبار مطلقه نيز منصرف است به اين صورت ، پس دليلى از براى حرمت غناء على الإطلاق در دست نيست و ثابت شد به شهادت اهل لغت كه مطلق صوت حَسَن غناء است و چطور مىشود كه غناء در عروسى حرام باشد ؟ در حالى كه به تشابه ازمان از صدر اوّل تا كنون و زمان ائمّهء هدى عليهم السلام ، عروسى بى غناء و آواز خوانى نبوده است و اين سيره جارى بوده است تا زمانِ معصومين عليهم السلام و در عروسىها مىديده و مىشنيده اند ، مع الوصف نهى نمىفرمودند ، مگر از بعضى جهات و پاره اى خصوصيّات . و معلوم نيست اين سيره از روى عدم مبالات در دين باشد و همهء ناس بى دين باشند و هيچ عروسى بى تغنّى و طرب و سرور نبوده است . و مراثى ائمّه عليهم السلام نيز از اين باب است به اتّحاد ملاك . اگر غناء در قرآن جايز باشد ، در مراثى هم جايز است و تخطئه بعضى اعلام مثل فاضل كاشانى صاحب وافى و صافى را به اينكه جواز غناء در قرآن .
--> « 1 » الكافي ، ج 5 ، ص 120 ، باب كسب المغنّية و شرائها ، ح 3 ؛ التهذيب ، ج 6 ، ص 357 ، أخبار بيع الكلب و أجر المغنيّة ، ح 1022