مركز تحقيق مدرسة ولي العصر ( عج )
1818
غنا ، موسيقى ( عربي - فارسي )
سرورٍ كما توهمَّه صاحب مجمع البحرين و غيره من أصحابنا . « 1 » ثمّ استشهد بقول الجوهري « أنّ التطريب في الصوت مدُّه و تحسينه » . و بما في المصباح « طُرَّب في صوته : مدَّه و رجَّعه » و بما في القاموس كما ذكر . خلاصه آنكه از كلام اهل لغت سه معنى از براى غنا مفهوم مىشود : يكى مطلق آواز و يكى مطلق بلند كشيدن آواز . و يكى آواز طرب انگيز و چون به نظر دقت ملاحظه شود مقصود همه يكى است كه همان خوانندگى متعارف است ، زيرا كه مطلق صوت غير از غناست كه كيفيت مخصوصه باشد پس مرادشان از تفسير به صوت يا مدِ صوت همان ترجمهء فارسى غناست كه سرود بر وزن درود باشد يعنى خوانندگى . و شكى نيست كه خواندن غير از خوانندگى است و عبارت فقها هم اگر چه به ظاهر مختلف مىنمايد ولى بعد از تأمّل ظاهر مىشود كه مقصود معنى عرفى است أى « ما يُعدُّ في العرف غناء » زيرا كه مطلقِ فرياد و آواز كه غنا نيست مگر با ترجيع كه حركت دادن آواز باشد در گلو و مقتضى ترجيع و ترديد صوت اطراب و تطريب است ؛ يعنى از شأن آن نحو تحريك و تحرير آن است كه كيفيتى حاصل بشود براى مستمع يا مغنّى ، مىخواهد آن كيفيت حاصل بشود يا نشود ، و مىخواهد آن صورت را در كلمات قرآنيه يا ادعيه و مراثى و اشعار حِكْميه اظهار نمايد يا در گفتهء ابن زبعرى و يزيد ، مىخواهد « باز اين چه شورشست » بخواند يا آنكه « على على » و « دِلىْ دلى » . مىخواهد قرين باشد با آلات نوازندگى مثل تار و سه تار و چهار سيم و بَرْبَط و عود و چنگ و ناى و ارغنون و كمانچه و شيپور يا موزيك و ارْگ و نى و بوق و كف و دف و دايره و طنبور ، يا نباشد . خواننده زن باشد بد يا خوب ، يا امرد و مرغوب ، كور باشد يا .
--> « 1 » مفتاح الكرامة ، ج 4 ، ص 50