العلامة المجلسي

9

عين الحيات ( فارسى )

و دنيا آن چيزى است كه غير اينها باشد ، و آن بر چند قسم است : دنياى حرامى كه آدمى به سبب ارتكاب آن مستحقّ عقوبت الهى مىگردد ، و آن به اين مىشود كه مرتكب يكى از محرّمات الهى گردد ، خواه در عبادت ، و خواه در معاشرت ، و خواه در جمع اموال و ارتكاب معاصى و غير آن . و دنياى مكروهى مىباشد كه مرتكب امرى چند شود كه از آنها نهى كراهت فرموده ، و حرام نكرده تحصيل زيادتيهاى اموال و مساكن و اسباب از ممرّ حلال كه آدمى را از كمالات محروم كند ، و از تحصيل آخرت باز دارد . و دنياى مباح مرتكب لذّتهاى مباح شدن است ، و غير آن از چيزهائى كه نه خدا به آن امر فرموده و نه نهى كرده بلكه حلال كرده ، و اينها نيز غالب اوقات چون مانع تحصيل كمالات و سعادات اخروى است به تقسيم دوّم برمىگردد ، و گاه باشد كسى اينها را به نيّت‌هاى صحيح خود وسيلهء عبادتى و سعادتى گرداند ، و به قصد قربت واقع سازد و عبادت شود ، و اكثر مباحات را به قصد قربت عبادت مىتوان كرد ، و گاه باشد كه ترك اين مباحات را بلكه مستحبّات را به نادانى خود عبادتى داند و آن را ترك دنيا نام كند ، و به سبب آن معاقب شود كه بدعتى در دين كرده باشد . چنانچه به سند معتبر از حضرت صادق عليه السّلام منقول است كه فرمود : زهد در دنيا آن نيست كه مال خود را ضايع كنى ، و نه اينكه حلال را بر خود حرام گردانى ، بلكه زهد و ترك دنيا آن است كه اعتماد تو بر آنچه در دست دارى زياده نباشد از اعتماد تو بر خدا « 1 » . و از حضرت امير المؤمنين عليه السّلام منقول است كه فرمود : زهد در دنيا آن است كه

--> ( 1 ) بحار الانوار 70 / 310 ح 4 .