العلامة المجلسي
64
عين الحيات ( فارسى )
ابو بكر و عمر « 1 » . و به سند صحيح از حضرت صادق عليه السّلام منقول است كه حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله فرمود : شبى كه به معراج مىرفتم در عرض راه صداى مهيبى شنيدم كه از آن خائف شدم ، جبرئيل گفت : شنيدى يا محمّد ؟ گفتم : بلى ، گفت : اين سنگى بود كه هفتاد سال قبل از اين از كنار جهنّم انداخته بودند اكنون به قعرش رسيده است ، فرمود : بعد از آن ديگر آن حضرت را خندان نديدند تا از دنيا مفارقت فرمود . پس حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله فرمود كه : چون داخل آسمان اوّل شدم هر ملكى كه مرا ديد خندان و خوشحال شد تا رسيدم به ملكى از ملائكه كه عظيمتر از او ملكى نديم با هيئتى بسيار منكر ، و غضب از جبينش ظاهر بود ، آنچه ملائكه ديگر از تحيّت و دعا نسبت به من بجا آوردند او بجا آورد و لكن نخنديد ، و خوشحالى كه ديگران داشتند او نداشت ، از جبرئيل پرسيدم ، اين كيست كه من از ديدن او بسيار ترسان شدم ؟ گفت : جا دارد از او بترسى ، و ما همه از او ترسانيم ، اين مالك خازن جهنّم است هرگز نخنديده است ، و از وقتى كه حقتعالى او را والى جهنّم گردانيده تا حال هر روز خشم و غضبش بر دشمنان خدا و اهل معصيت زياده مىگردد ، و خدا اين ملك را خواهد فرمود كه انتقام از ايشان بكشد ، و اگر با كسى به خنده ملاقات كرده بود يا بعد از اين مىكرد البتّه بر روى شما مىخنديد ، و از ديدن تو اظهار فرح مىنمود ، من بر او سلام كردم و ردّ سلام به من نمود ، و مرا بشارت بهشت داد . پس من به جبرئيل گفتم : چون جميع اهل سماوات او را اطاعت مىكنند بگو آتش دوزخ را به من بنمايد ، جبرئيل گفت : اى مالك به محمّد بنما آتش جهنّم را ،
--> ( 1 ) بحار الانوار 8 / 311 ح 77 .