العلامة المجلسي
50
عين الحيات ( فارسى )
علامت منوّر بودن و گشادگى دل ميل آدمى است به سوى آخرت كه خانهء جاويد است ، و رجوع كردن به كارى كه براى آن خانه به كار آيد ، و پهلو تهى كردن از دنيا كه خانهء فريب و مكر و غفلت است ، و مستعدّ و مهيّا شدن براى مرگ پيش از آنكه برسد . بدان كه احاديث در باب فضل گريستن براى خدا را سابقا ايراد كرديم ، و از عقل و شرع معلوم است كه تضرّع به درگاه بىنياز مورث سعادت دنيا و آخرت است ، و گريه را مراتب بسيار است ، و هركس در خور مرتبهء خود از آن بهرهاى مىبرد ، يكى مىگريد و نان از خدا مىطلبد ، و ديگرى خلاصى از جهنّم مىطلبد ، و ديگرى بهشت مىطلبد ، و ديگرى قرب مىطلبد تا به مرتبهء محبّان كه از هر قطرهاى صد هزار لذّت مىبرند ، و هيچ لذّتى را به اين برابر نمىكنند ، و چنانچه در آخرت كسى شريك قصر ايشان نيست ، در دنيا نيز كسى از لذّت ايشان خبر ندارد . و احاديث در باب ياد مرگ كردن ، و به اعمال صالحه مهيّاى آمدن مرگ شدن كه چون در رسد آدمى را حسرت نباشد نيز گذشت ، و معنى دل را نيز بيان كرديم ، و روشنى دل به علم و معرفت و محبّت و نيّات صادقه و صفات حسنه مىباشد ؛ زيرا چنانچه روشنيهاى ظاهرى ديدهء ظاهرى را بينا مىكند كه تميز كند ميان اشياء و حقيقت الوان و اشخاص را بداند و راههاى ظاهرى را گم نكند ، همچنين علم و معارف موجب اين است كه ديدهء دل بينا شود ، و نفس ناطقهء انسانى كه از آن تعبير به قلب مىكنند تميز ميان نيك و بد بكند ، و راه حق را بيابد و گم نكند . و همچنين هريك از صفات حسنه و نيّات صحيحه كه او را با اعمال شايسته راهنمائى مىنمايند به منزلهء چراغى و مشعلى بلكه خورشيدىاند براى نفس ، و با اين انوار در دلهاى كاملان چراغانى است از علم و معرفت و انواع كمالات روحانى ، و گشادگى دل كنايه از استعداد قبول حق و معارف الهى است ؛ زيرا كه دلهاى اشقياء