العلامة المجلسي

462

عين الحيات ( فارسى )

بدان كه اين جماعت نزد صوفيّه از اكابر اولياء اللّه‌اند ، و امام زمان خود را نمىشناخته‌اند ، و مناظرات و منازعات طاووس يمانى با حضرت امام محمّد باقر عليه السّلام در كتب حديث بسيار است « 1 » . و ابن شهرآشوب روايت كرده است كه : چون امام صادق عليه السّلام به كوفه تشريف آوردند در زمان منصور دوانقى عليه اللعنه ، و از آن ملعون مرخص شده به مدينه مراجعت مىفرمودند ، مردم به مشايعت آن حضرت بيرون آمدند ، و سفيان ثورى و ابراهيم ادهم در ميان آن جماعت بودند ، و آن جماعت پيش مىرفتند ، ناگاه بشيرى رسيدند كه بر سر راه ايستاده بود ، ابراهيم ادهم گفت : باشيد تا جعفر بيايد ببينيم كه با اين شير چه مىكند ، چون حضرت تشريف آوردند به نزديك شير رفتند و گوشش را گرفته از راه دور كردند ، و رو به آن جماعت كرده فرمودند : اگر مردم اطاعت حق‌تعالى بكنند چنانچه طاعت اوست ، هرآينه بار خود را بر اين شير بار مىتوانند كرد « 2 » . و ابن ابى الحديد در شرح نهج البلاغه نقل كرده است كه جماعتى از متصوّفه در خراسان به نزد حضرت امام رضا عليه السّلام آمدند و گفتند : امير المؤمنين - يعنى مأمون ملعون - فكر كرد در امر خلافتى كه در دست او بود ، و شما اهل بيت را سزاوارتر دانست به پيشواى مردم بودن ، و تو را بهترين اهل بيت يافت ، لهذا امر خلافت را به تو رد كرد ، و امامت كسى را مىخواهد و مىطلبد كه طعامهاى غير لذيذ بخورد ، و جامه‌هاى كنده بپوشد ، و بر الاغ سوار شود ، و به عيادت بيماران برود ، حضرت فرمود : حضرت يوسف پيغمبر بود و قباهاى ديباى مطرّز به طلا مىپوشيد ، و بر

--> ( 1 ) بحار الانوار 46 / 351 - 353 . ( 2 ) مناقب ابن شهرآشوب 4 / 241 - 242 .