العلامة المجلسي

411

عين الحيات ( فارسى )

شخص نماز شب مىكند و او بدش مىآيد ، امّا اگر عيب باشد هر قسم عيبى كه باشد كه ذكرش آزردگى او شود غيبت است ، خواه در خلقت بدنش و خواه در اخلاقش و خواه در اعمالش و خواه در نسبش ، مثل آنكه گويند : دنىزاده است ، يا جولاه‌زاده است ، مگر عيوب ظاهره كه بعد از اين بيان خواهد شد . و از تعريف ظاهر شد كه غيبت مخصوص گفتن صريح نيست ، پس اگر به كنايه گويد هم غيبت است ، مثل آنكه حرف كسى مذكور شود بگويد : الحمد للّه كه ما به محبّت رياست مبتلا نيستيم ، و غرضش كنايه به آن شخص باشد كه مبتلاست ، يا آنكه گويد : خدا ما را و او را از محبّت دنيا نجات دهد ، و غرضش اثبات اين عيب باشد براى او ، و خود را براى رفع مظنّه شريك كند . و امثال اين سخنان از تلبيساتى كه در باب غيبت شايع گرديده است كه در ضمن حمد و ثناى الهى و اظهار شكستگى و فروتنى خود را ناصح مردم بودن بر وجه اتم و اكمل عيوب مردم را فاش مىكنند . و همچنين ظاهر شد كه مخصوص گفتن نيست ، بلكه اگر مذمّت شخصى را به ديگرى بنويسند ، داخل است در غيبت . و همچنين اگر عيب كسى را به اشارهء چشم و ابرو و يا دست اظهار كنند ، يا در حرف ، يا در راه رفتن ، يا غير آن از اشارات و حركات اظهار نقص شخصى كنند و تقليد او نمايند ، غيبت است . فصل سوّم در بيان فردى چند از غيبت است كه علماء استثنا كرده‌اند و آن ده قسم است : اوّل : تظلّم مظلوم است كه كسى بر او ظلمى كرده باشد و او به نزد شخصى آيد ،