العلامة المجلسي

394

عين الحيات ( فارسى )

و قول بعضى از اصحاب آن است كه از گناهان كبيره است ، و از بسيار از اخبار ظاهر مىشود كه دروغ را به جد و به خوش طبعى و هزل گفتن هر دو حرام است ، امّا بعضى از افراد صدق هست كه بد است ، و بعضى از افراد كذب هست كه خوب است ، بلكه واجب مىشود گاهى ، مانند راستى كه باعث ضررى شود به مؤمنى ، و موجب كشتن نفس محترمى شود ، اين‌چنين راستى را حرام است گفتن ، و دروغى كه باعث نجات مؤمنى شود از كشتن يا از ضررى واجب است گفتن . و همچنين اگر مالى را مؤمنى به ما به امانت سپرده است ، و ظالمى از ما مىطلبد ، ما را واجب است كه انكار كنيم ، بلكه قسم هم مىتوانيم خورد كه مالى از آن مرد نزد ما نيست ، و در چنين جاها اگر توريه توان كرد لازم است ، به اينكه قصد كند مالى كه مرا به تو بايد داد نزد من نيست و مانند اين . و همچنين نزد عشّارى يا ظالمى يا حاكمى كه به اقرار او مؤاخذه كند و مالى از او فوت شود جايز است دروغ گفتن ، و در اصلاح ميان دو مؤمن دروغ گفتن جايز است ، مثل آنكه به هريك نقل كنيم كه ديگرى حرف خير شما مىگفت و تعريف شما مىكرد ، هرچند او مذمّت كرده باشد و دشنام داده باشد . و همچنين تجويز دروغ كرده‌اند در خلف وعده كردن با زنان كه توقّعات زياد از اين كس كنند ، هرچند اطلاق دروغ بر اين معنى مجاز است ، و در ضمن احاديث بعضى از اين تفاصيل ظاهر خواهد شد . به سند معتبر از حضرت صادق عليه السّلام منقول است : هركه زبانش راستگوست عملش پاكيزه و مقبول است « 1 » . و در حديث ديگر فرمود : حضرت امير المؤمنين عليه السّلام صاحب آن مرتبه شد نزد

--> ( 1 ) اصول كافى 2 / 104 ح 3 .