العلامة المجلسي

385

عين الحيات ( فارسى )

جامه پوشيده و در ميان معركه است ، پس اسب را پيش راندم ديدم حضرت امير المؤمنين عليه السّلام است ، گفتم : يا امير المؤمنين به چنين معركه با اين قدر دشمن يك ته پيراهن آمده‌اى ؟ فرمود : بلى اى سعيد هركه هست البتّه حق‌تعالى چند ملك بر او موكّل فرموده كه اعمالش را مىنويسند ، و دو ملك با او هستند كه او را محافظت مىنمايند ، از آنكه از كوهى به زير افتد يا به چاهى درافتد و از ساير بلاهاى كشنده ، پس چون قضاى الهى نازل شد و اجلش رسيد او را به هر بلائى وامىگذارند « 1 » . و از حضرت صادق عليه السّلام منقول است كه : قنبر غلام حضرت امير المؤمنين عليه السّلام آن حضرت را بسيار دوست مىداشت ، و هرگاه كه حضرت از خانه بيرون مىرفتند شمشير برمىداشت و از پى آن حضرت مىرفت ، مبادا ضررى از دشمنان به آن حضرت برسد ، در شب مهتابى آن حضرت بيرون رفتند نظر به عقب كردند قنبر را ديدند پرسيدند چكار دارى ؟ گفت : آمده‌ام كه از پشت سر شما بيايم كه مبادا آسيبى به شما برسد ، حضرت فرمود : مرا از اهل آسمان حراست مىكنى يا از اهل زمين ؟ گفت : بلكه از اهل زمين مىخواهم تو را حراست نمايم ، فرمود : اهل زمين ضررى نمىتوانند رسانيد تا مقدّر آسمانى نباشد برگرد ، پس قنبر برگشت « 2 » . دوّم : يقين به ثواب و عقاب آخرت است ، به حدّى كه اثرش بر وجه كمال بر اعضا و جوارح ظاهر گردد ، چنانچه از بعضى روايات حارثه ظاهر مىشود كه در وصف يقين خود گفت : گويا مىبينم كه عرش الهى را برپا كرده‌اند براى حساب ، و گويا اهل جهنّم را در جهنّم مىبينم ، چنانچه سابقا گذشت . سوّم : يقين در جميع امورى است كه به آنها ايمان مىبايد آورد ، و ايمان در هر

--> ( 1 ) اصول كافى 2 / 59 ح 8 . ( 2 ) اصول كافى 2 / 59 ح 10 .