العلامة المجلسي
358
عين الحيات ( فارسى )
و به روايت ديگر از حضرت امام جعفر صادق عليه السّلام منقول است كه : روزى حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله حضرت فاطمه عليها السّلام را ديدند كه عباى گندهاى از قبيل جلهاى شتر دربر دارد ، و در اثناى شير دادن فرزند خود به دست مبارك خود آسيا مىكند ، حضرت گريان شدند و فرمودند : اى فرزند صبر كن بر تلخيها و مشقّتهاى دنيا براى حلاوتها و راحتهاى آخرت ، حضرت فاطمه عليها السّلام عرض كرد : يا رسول اللّه حمد مىكنم خدا را بر نعمتهاى او ، و شكر مىكنم او را بر احسانهاى او ، در اين حال حقتعالى بر حضرت اين آيه را فرستاد زود باشد كه پروردگار تو از كرامتهاى خود به تو آنقدر بدهد كه راضى شوى « 1 » . و به سند معتبر منقول است كه : شامى در مدينه امام حسن عليه السّلام را ديد كه سواره مىرود ، زبان به لعن و طعن امام گشود ، چون فارغ شد حضرت امام حسن عليه السّلام رو به او كرده و بر او سلام كردند و تبسّم نمودند ، و فرمودند : اى شيخ گمان دارم كه تو غريبى و شايد بر تو اشتباهى شده باشد ، اگر توانگرى مىخواهى تو را توانگر مىگردانم ، و هرچه سؤال مىنمائى به تو عطا مىكنيم ، و اگر راه هدايت مىخواهى تو را راهنمائى مىكنيم ، و اگر مركب سوارى مىخواهى به تو مىدهيم ، و اگر گرسنهاى سيرت مىكنيم ، و اگر عريانى تو را مىپوشانيم ، و اگر محتاجى تو را غنى مىكنيم ، و اگر رانده شدهاى تو را پناه مىدهيم ، و هر حاجتى كه دارى برمىآوريم ، اگر بيائى به خانه ما و تا هنگام رفتن ميهمان ما باشى از براى تو بهتر است ؛ زيرا كه خانهء گشادهاى داريم ، و آنچه مىخواهى از مال و اسباب ميسّر است . چون آن شامى اين نوع مكالمه از آن حضرت شنيد گريست و گفت : گواهى مىدهم كه تو خليفه خدائى در زمين ، و دانستم كه خدا بهتر مىداند كه رسالت و
--> ( 1 ) بحار الانوار 43 / 86 .