العلامة المجلسي

359

عين الحيات ( فارسى )

خلافت را به كى دهد ، و تو و پدرت دشمن‌ترين خلق بوديد نزد من ، اكنون تو محبوب‌ترين خلق خدائى نزد من ، و بار خود را به خانهء آن حضرت برد ، و تا در مدينه بود ميهمان آن حضرت بود ، و دوستدار اهل بيت شد « 1 » . و در روايتى وارد شده است كه : در ميان محمّد بن الحنفيه و حضرت امام حسن صلوات اللّه عليه منازعه‌اى بود ، محمّد بن حنفيّه به حضرت نوشت كه : اى برادر من پدر من و تو على بن ابى طالب است ، و مادر تو فاطمه دختر حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله است ، و اگر تمام عالم پر از طلا مىشد و مادر من مالك آنها مىبود به فضل مادر تو نمىرسيد ، همين‌كه نامهء مرا مىخوانى به زودى نزد من بيا تا مرا راضى كنى كه تو اولائى به فضل و احسان از من و السّلام ، حضرت چون نامه را خواند به زودى به ديدن او مبادرت نمودند ، و ديگر ميان ايشان چيزى واقع نشد « 2 » . و از حضرت على بن الحسين عليه السّلام منقول است كه : چون با پدرم امام حسين عليه السّلام به سفر كربلا مىرفتيم در هيچ منزلى فرود نمىآمديم و بار نمىكرديم مگر آنكه حضرت يحيى را ياد مىكردند ، روزى فرمودند : سبب خوارى و بىاعتبارى دنيا نزد خدا آن است كه سر حضرت يحيى را به هديّه نزد فاحشه‌اى از فاحشه‌هاى بنى اسرائيل بردند « 3 » . و از وفور حلم آن معدن جود و كرم آن بود با آنكه فرزندان و برادران و دوستان آن عالىجناب را در برابرش شهيد كردند ، و حق‌تعالى ملائكهء آسمان و زمين و جنّ و انس و وحوش و طيور و جميع مخلوقات را در فرمان آن حضرت كرده بود ، بر ايشان نفرين نكرد و عذاب از براى ايشان نطلبيد .

--> ( 1 ) بحار الانوار 43 / 344 . ( 2 ) بحار الانوار 44 / 191 . ( 3 ) بحار الانوار 45 / 89 - 90 ح 38 .