العلامة المجلسي

357

عين الحيات ( فارسى )

حضرت امير المؤمنين عليه السّلام در دامن آن كنيز است ، حضرت فاطمه فرمود : چيزى واقع شد ؟ حضرت فرمود : نه و اللّه اى دختر محمّد هيچ واقع نشده است ، حضرت فاطمه گفت : مرا رخصت ده به خانهء پدر خود روم ، فرمود كه : اختيار دارى مأذونى ، چون متوجّه خانهء حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله شد ، جبرئيل نازل شد و گفت : يا محمّد پروردگارت سلام مىرساند و مىفرمايد كه اينك فاطمه به شكايت على مىآيد ، در باب على چيزى قبول مكن . در اين حال حضرت فاطمه عليها السّلام رسيد ، حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله فرمود : آمده‌اى كه شكايت على را بكنى ؟ گفت : بلى به ربّ كعبه ، فرمود : برگرد و بگو كه من به رضاى تو راضيم هرچند بر من دشوار باشد ، حضرت فاطمه برگشتند ، و سه مرتبه مفاد اين سخن را فرمودند ، حضرت امير المؤمنين عليه السّلام فرمود : شكايت مرا به خليل من و حبيب من كردى ، من از شرمندگى آن حضرت چون كنم ، خدا را گواه گرفتم اى فاطمه كه اين كنيزك را از براى خدا آزاد كردم ، و چهارصد درهم كه از عطاهاى من زياده آمده تصدّق كردم بر فقيران اهل مدينه . پس جامه پوشيد ، و متوجّه خدمت حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله شد ، در آن حال جبرئيل نازل شد ، و گفت : يا محمّد پروردگارت سلام مىرساند و مىفرمايد : به على بگو بهشت را به تو دادم به سبب آنكه كنيزك را از براى خوشنودى فاطمه آزاد كردى ، و اختيار جهنّم را به تو گذاشتم براى چهارصد درهم كه تصدّق كردى ، پس هركه را خواهى به رحمت من داخل بهشت كن ، و هركه را خواهى به عفو من از جهنّم بيرون آور ، پس در آن‌وقت حضرت امير المؤمنين عليه السّلام فرمود كه : منم قسمت كننده بهشت و دوزخ « 1 » .

--> ( 1 ) بحار الانوار 39 / 207 - 208 ح 26 .