العلامة المجلسي

349

عين الحيات ( فارسى )

چون پاره‌اى راه رفت ، مرغى را ديد كه از عقبش بازى مىآيد ، و قصد شكار آن مرغ نموده ، مرغ به او پناه آورد ، چون حق‌تعالى امر فرمود بود كه آن را قبول كند ، آستين خود را گشود تا مرغ داخل آستين او شد ، پس باز از عقب رسيد ، و گفت : شكار مرا از دست من گرفتى ، و من چند روز است كه از پى اين شكار مىدوم ، چون حق‌تعالى امر فرموده بود كه آن را مأيوس نگرداند پاره‌اى از گوشت ران خود را بريد و نزد آن افكند . چون پاره‌اى ديگر راه رفت گوشت مردار گنديده كرم افتاده‌اى ديد ، چون مأمور بود كه از آن بگريزد گريخت و برگشت ، شب در خواب به او گفتند كه : آنچه مأمور شده بودى كردى ، دانستى كه آنها چه بود ؟ گفت : نه : گفتند : آن كوه صورت غضب بود ، به درستى كه آدمى كه غضبناك شد خود را نمىبيند ، و از بسيارى غضب خود را نمىشناسد ، و چون خود را ضبط كرد و قدر خود را شناخت و غضبش ساكن شد ، عاقبتش مثل آن لقمهء طيّب و لذيذى است كه خوردى . و امّا آن طشت ، پس آن عمل صالح است كه چون بنده آن را مىپوشاند و مخفى مىگرداند حق‌تعالى البتّه آن را ظاهر مىگرداند ، براى آنكه در دنيا او را زينت دهد به آنچه از براى او ذخيره مىنمايد از ثواب آخرت . و امّا مرغ ، پس آن مثل شخصى است كه تو را نصيحت مىكند بايد نصيحت او را قبول نمائى . و امّا باز مثل شخصى است كه از تو حاجتى طلب مىنمايد او را مأيوس مكن . و امّا گوشت مردار گنديده آن غيبت است از آن بگريز « 1 » . اى عزيز اگر خواهى فضيلت حلم و كظم غيظ را بدانى نظر به احوال پيغمبران خدا كه از امّتهاى خود چه مشقّتها كشيدند ، و از درشتيهاى خوى گمراهان چه

--> ( 1 ) بحار الانوار 71 / 418 - 419 ح 47 .