العلامة المجلسي
350
عين الحيات ( فارسى )
آزارها متحمّل شدند و حلم فرمودند ، خصوصا حضرت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله كه از كفّار قريش و غير ايشان چه خشونتها ديدند ، و چه محنتها كشيدند ، و يك مرتبه بر ايشان نفرين نكردند ، و آن معدن آداب و مفخر اولو الالباب با اجلاف عرب چگونه سلوك فرمود ، و از آن جماعت چه بىآدابيها و گستاخيها نسبت به آن جناب صادر شد و حضرت عفو فرمودند . چنانچه نقل كردهاند كه روزى آن حضرت به راهى مىرفتند ، اعرابى آمد از پشت سر رداى آن حضرت را گرفت و كشيد چندانكه اثر آن در گردن مبارك حضرت ماند ، و گفت : اى محمّد عطائى به من بده ، حضرت رو به سوى او كردند و تبسّم فرمودند و به او عطاى جزيل نمودند ، مقارن اين حال حقتعالى در نعمت آن جناب فرستاد إِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِيمٍ « 1 » به درستى كه تو بر خلق عظيمى « 2 » . و با آن بديها كه قريش به آن حضرت كرده بودند ، چون در فتح مكّه اسير آن حضرت شدند ، و همه در مسجد الحرام بىحربه و سلاح حاضر شدند ، حضرت بر در كعبه ايستادند ، و هريك از ايشان منتظر عقوبتها بودند ، پرسيدند كه : با ما چه خواهى كرد ؟ فرمود : آن مىكنم كه يوسف با برادرانش كرد بر شما ملامتى نيست ، و اگر مسلمان شويد خدا شما را مىآمرزد . و به سند معتبر از حضرت امام محمّد باقر عليه السّلام منقول است كه : آن زن يهوديّه را كه گوسفند از براى حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله به زهر بريان كرده بود كه حضرت را هلاك كند به خدمت حضرت آوردند ، حضرت فرمود : چرا چنين كردى ؟ گفت : با خود انديشه كردم كه اگر پيغمبر است ضرر نخواهد رسانيد ، و اگر پادشاه است مردم را از
--> ( 1 ) سورهء قلم : 4 . ( 2 ) تفسير برهان 4 / 369 ح 5 .