العلامة المجلسي

211

عين الحيات ( فارسى )

صورتى دارد و خلقتى دارد و امر و نهى مىكند ، راوى مىگويد كه : صورت من متغيّر شد و گفتم : اين سخن را در ميان مردم نقل نمىتوانم كرد ، حضرت فرمود : هركه ما را به نماز نشناسد ، حقّ ما را نشناخته ، و انكار حقّ ما كرده ، بعد از آن فرمود كه : مىخواهى سخن قرآن را به تو بشنوانم ؟ گفت : بلى ، فرمود كه : در قرآن است كه نماز نهى مىكند از فحشاء و منكر و ذكر خدا بزرگ‌تر است ، حضرت فرمود : چون نماز نهى مىكند پس نماز سخن مىگويد و فحشا و منكر مردى چندند ، و مائيم ذكر خدا و بزرگتريم « 1 » . چون اين مطلب در حلّ اخبار اهل بيت عليه السّلام بسيار دخيل است ، اگر زياده از اين توضيح نمائيم اصوب است . بدان كه هر چيزى را صورتى و معنيى و جسدى و روحى هست ، خواه اخلاق و خواه غير آنها ، و جمعى كه حشويّه‌اند به ظاهرها دست زده‌اند ، و پا از آن بدر نمىگذارند ، و خود را از بسيارى از حقايق محروم كرده‌اند ، و جمعى به بواطن و معانى چسبيده‌اند و از ظواهر دست برداشته‌اند ، و به سبب اين ملحد شده‌اند ، و صاحب دين آن است كه هر دو به سمع يقين بشنود ، و هر دو را اذعان نمايد . مثل آنكه بهشت را صورتى است كه عبارت از در و ديوار و درخت و انهار و حور و قصور است ، و معنى بهشت كمالات و معارف و قرب و لذّات معنوى است كه در بهشت صورى مىباشد ، حشوى مىگويد كه : در بهشت به غير لذّت خوردن و آشاميدن و جماع كردن معنى ندارد ، ملحد مىگويد كه : بهشت در و ديوار و درختى نمىدارد ، همان لذّتهاى معنوى را به اين عبارت تعبير كرده‌اند ، و به اين سبب منكر ضرورى دين گرديده و كافر شده است ، امّا صاحب يقين مىداند كه هر دو حقّ

--> ( 1 ) اصول كافى 2 / 598 ذيل ح 1 .