العلامة المجلسي

209

عين الحيات ( فارسى )

و ايضا احاديث متواتره وارد است كه معنى قرآن را كسى به غير ايشان نمىداند ، و علم ما كان و ما يكون تا روز قيامت ، و جميع شرايط و احكام در قرآن هست ، و عملش نزد ايشان مخزون است ، و قرآن را هفت بطن يا هفتاد بطن است ، و علم جميع آن بطون نزد ايشان است ، و همچنين عمل نمودن به جميع احكام و شرايع قرآن مخصوص ايشان است ، چون از جميع خطاها معصومند ، و به جميع كمالات بشرى متّصفند . و ايضا اكثر قرآن در مدح ايشان و مذمّت مخالفان ايشان است ، چنانچه وارد شده است كه ثلث قرآن در شأن ماست ، و ثلث آن در مذمّت دشمنان ماست ، و ثلث ديگر فرايض و احكام است « 1 » . و اين معنى نيز ظاهر است كه مدح هر صفت كمالى كه در قرآن واقع است به مدح صاحب آن صفت برمىگردد ، و صاحب آن صفت بر وجه كمال ايشانند ، و مذمّت هر صفت نقصى كه وارد شده است به مذمت صاحبان آن صفات برمىگردد كه دشمنان ايشانند ، و چون قرآن شخصى نيست قائم به ذات ، بلكه عرضى است كه در محال مختلفه ظهورات مختلف مىدارد ، چنانچه پيوسته در علم واجب الوجود بوده ، و از آنجا به لوح ظاهر گرديده ، و از آنجا به روح و حضرت جبرئيل منتقل گرديده ، و از جانب خدا بلاواسطه و به واسطهء جبرئيل در نفس مقدّس نبوى ظاهر گرديده ، و از آنجا به قلوب اوصياء و مؤمنان درآمده ، و در صورت كتابتى ظهور نمود . پس اصل قرآن را حرمتى است ، و به سبب آن در هرجا كه ظهور كرده آن محل را حرمتى بخشيده ، و در هرجا كه ظهورش زياده است موجب حرمت آن چيز بيشتر

--> ( 1 ) اصول كافى 2 / 627 ح 2 .