العلامة المجلسي

86

عين الحيات ( فارسى )

ظاهر است و آثار قدرتش هرگز كم نمىگردد ، اگر آفتاب هميشه ظاهر مىبود توهّم مىكردند كه شايد اين روشنى از آفتاب نباشد ، و چون غروب مىكند ، و بعد از طلوع عالم را روشن مىكند ، مشخّص مىشود كه نور او راست . بلاتشبيه چون آفتاب عالم وجود را غروب و افول و زوال نمىباشد ، معاند مىگويد بلكه از او نباشد ، با آنكه اگر عناد را بر كنار گذارد ، يقين مىداند كه به غير او در اين عالم مدبّرى نيست ، چنانچه حق سبحانه و تعالى مىفرمايد وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ « 1 » و اگر از كافران بپرسى كه كى خلق كرده است آسمانها و زمين را ، هرآينه خواهند گفت كه خدا خالق اينهاست . و از حضرت امام حسن عسكرى عليه السّلام منقول است كه : شخصى به خدمت حضرت صادق عليه السّلام آمد و گفت : مرا دلالت كن به خداوند خود كه ملاحده با من بسيار مجادله مىنمايند ، و مرا حيران كرده‌اند ، حضرت فرمود كه : هرگز به كشتى سوار شده‌اى ؟ گفت : بلى ، فرمود كه : هرگز كشتى تو شكسته است كه مضطرب شده باشى ، و هيچ چاره از براى نجات خود ندانى ؟ گفت : بلى ، فرمود كه : در آن هنگام امّيد نجات از كه داشتى ؟ و چه كس را قادر بر نجات دادن خود مىدانستى ؟ همان خداوند توست « 2 » . و اين راه ظاهرترين راههاست از براى علم به واجب الوجود ، چنانچه خداوند عالم مىفرمايد كه : كيست اجابت مضطرّان مىنمايد وقتى كه او را مىخوانند ، و دفع مكروهات از ايشان مىنمايد ، و هيچ‌كس نيست كه با خدا هميشه اين معامله نداشته باشد ، پس چنين كسى چه احتياج به دليل دارد ؟ چنانچه تمثيل كرده‌اند كه بلاتشبيه مثل ارباب استدلال در تكليف مردم به دليل و برهان ، از بابت مثل آن جماعتى است كه دزدى به خانهء ايشان آمده بود ، و از پى

--> ( 1 ) سورهء لقمان : 25 . ( 2 ) بحار الانوار 3 / 41 ح 16 .