العلامة المجلسي
85
عين الحيات ( فارسى )
شناخت ؛ زيرا كه معرفت الهى دو شعبه دارد : شعبهء اول : علم به وجود واجب الوجود است ، و آن از جميع اشيا ظاهرتر است ، به دليل دور و تسلسل كه موجب سرگردانى و تعطّل است احتياج ندارد ، چنانچه از اخبار بسيار ظاهر مىشود كه معرفت وجود واجب الوجود فطرى است ، و همينكه آدمى به حدّ شعور رسيد مىداند كه صانعى دارد ، و هركس كه در حال خود تفكّر نمايد خواه فاضل و خواه جاهل مىداند كه خدا را از روى دلايل حكمى نشناخته ، بلكه خدا در هنگام صباوت او را معرفت روزى كرده ، بلكه هرگز كفّار را تكليف اذعان به وجود واجب الوجود نكردند ، بلكه ايشان را به اقرار به يگانگى خدا خواندند ، و بعد از آن ايشان را به عبادت و بندگى خدا واداشتند كه از آن راه ايمان ايشان كامل گردد . و منقول است كه روزى حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله از اعرابى پرسيد كه وجود خداوند خود را چگونه دانستى ؟ گفت : ما در راهها پشكل شتر را كه مىبينيم حكم مىكند عقل ما كه شترى از اين راه رفته ، و پى پا را كه مىبينيم ، مىدانيم كه شخصى از اين مكان گذشته ، آيا اين آسمان با اين كواكب نورانى ، و زمين با اين وسعت ، كافى نيست از براى تصديق به وجود واجب الوجود عليم خبير ، حضرت فرمود كه : بر شما باد به دين اعرابى « 1 » . و چه چيز ظاهرتر مىباشد از چيزى كه در هر امرى كه نظر نمائى صد هزار آيت از آيات صنع او ظاهر باشد ، و در هر عضوى از اعضاى تو صد هزار دليل براى تو قرار داده باشد ، و در هر لحظه صد گونه احتياج به او دارى ، و كارفرما و مربّى بدن توست ، بلى از بسيارى ظهور و هويدائى اوست كه مخفى مىماند ، چون هميشه
--> ( 1 ) بحار الانوار 3 / 55 ح 27 مانند اين حديث از حضرت على عليه السّلام .