العلامة المجلسي

73

عين الحيات ( فارسى )

شبانه‌روزى هزار ركعت نماز مىگذارد ، و چون به نماز مىايستاد از رنگ‌به‌رنگ مىگرديد ، و ايستادنش در نماز ايستادن بندهء ذليل بود كه نزد پادشاه جليل ايستاده باشد ، و اعضاى او از خوف الهى لرزان بود ، و چنان نماز مىكرد كه گويا نماز وداع است ، و ديگر نماز نخواهد خواند ، و چون از احوال آن حضرت سؤال مىنمودند مىفرمود : كسى كه نزد چنين خداوند عظيمى بايستد ، سزوار است كه چنين خايف باشد « 1 » . و نقل كرده‌اند كه : در بعضى از شبها يكى از فرزندان آن حضرت از بلندى افتاد و دستش شكست ، و از اهل خانه فرياد بلند شد ، و همسايگان جمع شدند ، و شكسته‌بند آوردند ، و دست آن طفل را بستند ، و آن طفل از درد فرياد مىكرد ، و حضرت از اشتغال به عبادت نمىشنيد ، چون صبح شد و از عبادت فارغ شد دست طفل را ديد در گردن آويخته ، از كيفيّت حال پرسيد خبر دادند . و در وقت ديگر در خانه‌اى كه حضرت در آن خانه در سجود بود آتشى گرفت ، و اهل خانه فرياد مىكردند كه يا ابن رسول اللّه النار النار ، حضرت متوجّه نشدند تا آتش خاموش شد ، بعد از زمانى سر برداشتند از آن جناب پرسيدند كه چه چيز بود كه شما را از اين آتش غافل گردانيده بود ؟ فرمود كه : آتش كبراى قيامت مرا از آتش اندك دنيا غافل گردانيده بود « 2 » . و هر سال هفت مرتبه پوست از پيشانى آن حضرت مىافتاد از بسيارى سجده . و ابو ايّوب روايت كرده كه : حضرت امام محمّد باقر و امام جعفر صادق عليه السّلام چون به نماز مىايستادند رنگ مباركشان سرخ و گاه زرد مىشد ، چنان بودند كه

--> ( 1 ) بحار الانوار 46 / 61 ح 19 . ( 2 ) بحار الانوار 46 / 80 .