العلامة المجلسي

54

عين الحيات ( فارسى )

فى الجمله نزديكى معنوى به هم مىرسد ، چنانچه اگر دو كس با يكديگر در اخلاق تضاد و تباين داشته باشند ، مىگويند كه از يكديگر بسيار دورند ، و اگر يكى از ايشان اخلاق ديگرى را كسب كند ، مىگويند كه به او پاره‌اى نزديك شد ، اگر چه صفات واجب و ممكن را به يكديگر ربطى نيست ، و كمالات ممكن به صد هزار نقص آميخته است ، امّا بلا تشبيه يك نوع آشنائى و ارتباطى به هم مىرساند ، كه از آن به قرب تعبير مىتوان نمود ، و چون عبادات ظاهره لطف است در عبادات باطنه ، و هر عبادتى مورث تكميل كمالى است در نفس ، پس ممكن است كه در عبادت منظور آدمى تحصيل اين امر باشد ، و درجات مراتب اين قرب نامتناهى است ، و تفصيل اين معنى انشاء اللّه در مقام ديگر بيان شود . و معنى ديگر قرب به‌حسب تذكّر و محبّت و مصاحبت معنوى است ، چنانچه اگر كسى در مشرق باشد و دوستى از او در مغرب باشد ، و پيوسته اين دوست در ذكر محبوب خود باشد ، و از خاطر او محو نشود ، و به زبان نشر كمالات او نمايد ، و به اعضا و جوارح مشغول كارهاى او باشد ، به‌حسب قرب معنوى به او نزديك‌تر است از بيگانه ، يا دشمنى كه در پهلوى او نشسته باشد ، و ظاهر است كه از كثرت عبادت و ذكر اين معنى به حصول مىآيد . سوّم : عبادت جمعى است كه باعث ايشان حياى از خداوند عالميان است ، و اين درجهء كسى است كه به نور ايمان دل او منوّر شده ، و حسن طاعات و قبح سيّئات كما هي بر او ظاهر گرديده ، و در مقام معرفت به درجهء كمال رسيده ، پيوسته در ياد خداوند خود است ، و هميشه متذكّر اين معنى هست كه خداوند عالميان بر دقايق امور و ضماير نيّات او مطّلع است ، و عظمت و جلال الهى پيوسته بر دل او جلوه كرده است ، و اين معنى باعث اوست بر فعل طاعات و ترك منهيّات . چه ظاهر است كه اگر كسى ملازمى يا غلامى داشته باشد كه از او هيچ باك