العلامة المجلسي
102
عين الحيات ( فارسى )
رضاى الهى به عمل آورد ، خدا به عوض او را عزّتى كرامت فرمايد كه شباهتى به كرامت اوّل نداشته باشد ، چنانچه از احوال ابو ذر پارهاى معلوم شد ، كه عثمان و آنهائى كه عزّت نزد او طلب نمودند ، ذليل و ملعون ابد شدند ، امّا ابو ذر كه مردانه از اعتبار گذشت ، تا قيامت بر او صلوات مىفرستند ، و ذكر اسمش را شرف مىدانند ، قطعنظر از كرامت ابدى آخرت ، و يزيد پليد را گمان اين بود كه خود را عزيز مىكند ، و حضرت امام حسين عليه السّلام را ذليل مىگرداند ، خود را ملعون ابد و مستحق عذاب سرمد كرد ، و نام امام حسين عليه السّلام تا قيامت بر منابر شرف خوانده مىشود ، و پادشاهان عالم جبين بر آستانهاش مىسايند ، و خاك ضريحش را بر ديده مىكشند . و خداوند عالميان يك قدر قوّتى به هركس كرامت فرمود ، كه به آن قوّت قدرى از كارها مىتوانند كرد ، جمعى كه اين قوّت را ضبط كردند ، و در راه او صرف نكردند ، در اندك وقتى اين ناقص مىشود و يا به تبى يا به مرگى زايل مىگردد . و حضرت امير المؤمنين عليه السّلام و بزرگوارانى كه او را متابعت نمودند ، و در عبادات و طاعات اين قوّتها را صرف نمودند ، خدا قوّتى به ايشان كرامت فرمود كه فوق قوّت بشرى است ، چنانچه فرمود : در خيبر را به قوّت جسمانى نكندم به قوّت ربّانى كندم ، و در آن قوّت اگر دست را هم حركت ندهد ، اگر متوجّه شود آسمان و زمين را بر يكديگر مىتواند زد ، و جميع عالم مطيع اويند ، و اين قوّت به مردن بر طرف نمىشود ، و زنده و مردهء ايشان يك حكم دارند ، بلكه چون غير مراد الهى مرادى ندارد ، و از مرادات و ارادات خود خالى شده ، اوّل امرى را كه اراده مىكرد به قوّت خود آن كار را مىكرد ، اكنون مقارن ارادهء او خدا قدرت خود را در مرادات او به كار مىفرمايد ، و چون از براى خدا از سر ارادات خود گذشته ، خدا ارادات او را در قلب او القا مىنمايد ، و خود مدبّر امور او مىشود . و اشارهء به اين معنى است