مركز تحقيق مدرسة ولي العصر ( عج )

مقدمة 53

غنا ، موسيقى ( عربي - فارسي )

بارى اعشى قيس قبل از ظهور اسلام در اثر مراوده با ايرانيان با غنا و موسيقى آشنايى پيدا كرده و الفاظ قسمتى از آلات موسيقى ايران را عينا به لفظ فارسى يا با اندك تحريفى در اشعار عربى خود آورده و اين كلمات را گوشزد عرب كرده است و از آن تاريخ به بعد اين كلمات در اشعار عربى زياد ديده مىشود و اين خود يك دليل است بر اينكه عرب در ابتدا آلات غنا را در دست ايرانيان ديده و موسيقى را بيشتر از آنها اقتباس كرده است . . . آلات معروفهء موسيقى ايرانيان بعد از اسلام غير از حنجره كه بالاترين و قديميترين آلات موسيقى طبيعى هر ملتى است ، بيشتر همان آلات مشهور قبل از اسلام و در دورهء ساسانيان بوده است . . . قديميترين آلت موسيقى عرب در به دو اسلام عبارت از دف و كف بوده است و در عهد بنى اميه موسيقى ايرانى ما بين آنها رايج شده است . . . بعض از اساتيد موسيقىدان ايرانى هم از قبيل نشيط فارسى و غيره از ايران به عربستان مسافرت نموده اصول اين فن را خوب به عرب آموختند و تدريجا به اين ترتيب موسيقى در عربستان شايع گشت و مخصوصا در عهد بنى اميه بالنسبه ترقّى كرد و موسيقى دانان معروف نامى در اين عصر پيدا شدند كه بيشتر مروّج موسيقى ايرانى بوده‌اند و چند نفر از اساتيد بزرگ آنها اصلا ايرانى هستند . . . نشيط از موسيقى دانان و سرود خوانان مسلَّم فارسى در قرن اوّل اسلام و از موالى عبد الله بن جعفر بن ابى طالب عليه السّلام بوده است . . . عرب قبل از اسلام تنها با شعر آشنا بود و از خواندنش لذّت مىبرده است و اولين قدمى كه در راه موسيقى برداشته همين است كه با شعر يعنى همزاد موسيقى سر و كار داشته است . نخستين غناى عرب بعد از شعر ، « حداء » بوده است كه در موقع راندن شتران باديه معمول مىداشته‌اند . سپس قدمى بالاتر گذاشته راهى به زمزمه و ترنّم يافتند و دو قسم ترنّم پيدا كردند : يكى