العلامة المجلسي

31

مجموعه رسائل اعتقادى ( فارسى )

عُمُرِهِ إِلَّا فِي كِتابٍ « 21 » » و عمر نمىيابد عمر يابنده ، و كم نمىشود از عمر او مگر در كتابى نوشته است . سليمان گفت : آيا در بدا چيزى از پدران خود روايت نموده‌اى ؟ حضرت گفت : بلى پدرم مرا خبر داد از حضرت صادق - عليه السلام - كه خدا را دو علم است : يكى علم مخزون پنهان ، كه نمىداند آن را به غير از خودش ، و از آن علم ، بدا ناشى مىشود . و علمى هست كه تعليم كرده است به ملائكه و رسولان ، پس دانايان از اهل بيت پيغمبر تو ، آن را مىدانند . سليمان گفت : مىخواهم از كتاب خدا چيزى بيرون آورى كه دلالت كند بر بدا . گفت : خدا به پيغمبرش گفت : « فَتَوَلَّ عَنْهُمْ فَما أَنْتَ بِمَلُومٍ « 22 » » يعنى : اعراض كن از ايشان و بيرون رو از ميان ايشان پس تو محل ملامت نيستى ، و اين را در وقتى فرمود كه اراده كرد كه ايشان را هلاك كند ، پس تغيير داد و فرمود كه « وَ ذَكِّرْ فَإِنَّ الذِّكْرى تَنْفَعُ الْمُؤْمِنِينَ « 23 » » . سليمان گفت : زياده بفرما ، فداى تو شوم . حضرت فرمود كه : خبر داد مرا پدرم از پدرانش كه رسول خدا - صلى الله عليه و آله - گفت كه : خدا وحى كرد بسوى پيغمبرى از پيغمبرانش كه خبرده فلان پادشاه را كه در فلان وقت او را قبض روح خواهم كرد ، آن پيغمبر آمد و او را خبر داد ، آن پادشاه بر روى تخت به دعا مشغول شد و چندان تضرع كرد كه از تخت به زير افتاد و گفت : پروردگارا مرا آن قدر مهلت بده كه كودك من بزرگ شود و امور خود را به او گذارم . پس خدا وحى كرد بسوى آن پيغمبر كه برو به نزد آن پادشاه و او را اعلام كن كه من أجل او را به تأخير انداختم و بر عمرش پانزده سال افزودم .

--> ( 21 ) . سورهء فاطر : 11 . ( 22 ) . سورهء الذاريات : 54 . ( 23 ) . سورهء الذاريات : 55 .