العلامة المجلسي
32
مجموعه رسائل اعتقادى ( فارسى )
پيغمبر گفت : پروردگارا تو مىدانى كه من هرگز دروغ نگفتهام . خدا وحى كرد كه تو بنده منى و آنچه فرمايم مىبايد اطاعت كنى برو و پيام مرا به او برسان و خدا سؤال كرده نمىشود از آنچه كند . پس حضرت امام رضا - عليه السلام - با سليمان گفت كه : گمان دارم كه در باب انكار بدا شبيه يهودان شده [ اى ] . گفت : پناه به خدا مىبرم از اين كه شبيه به ايشان باشم مگر ايشان چه مىگويند ؟ فرمود : ايشان مىگويند كه دست خدا بسته است ، و مراد ايشان آن است كه از امر عالم فارغ شده است و ديگر چيزى احداث نمىكند ، پس خدا در رد ايشان گفت : « غُلَّتْ أَيْدِيهِمْ وَ لُعِنُوا بِما قالُوا « 24 » » دست ايشان بسته است ، و ملعون شدند به سبب آنچه گفتند . و شنيدم كه گروهى از پدرم موسى بن جعفر عليهما السّلام - سؤال كردند از بدا ، فرمود : مردم چرا انكار مى كنند بدا را ، و آن كه خدا امر گروهى را موقوف دارد تا حكم ديگر در حق ايشان بكند . سليمان گفت : مرا خبر نمىدهى كه سورهء « إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ » در چه چيز نازل شد ؟ فرمود : كه اى سليمان خدا مقدر مىفرمايد در شب قدر و آنچه مىباشد از اين سال تا سال ديگر از زندگى يا مردن يا خير و شر يا روزى ، پس آنچه خدا در آن شب مقدّر نمايد محتوم است . سليمان گفت : الحال فهميدم فداى تو شوم ، پس زياده بگو . فرمود ، كه : اى سليمان ، از امور ، امرى چند هست نزد حق تعالى كه آنچه را مىخواهد پيش مىاندازد ، و آنچه را مىخواهد پس مىاندازد ، اى سليمان بدرستى كه امير المؤمنين - عليه السلام - مىگفت : علم دو علم است ، علمى كه خدا تعليم كرده
--> ( 24 ) . سورهء مائده : 64 .