السيد أحمد بن محمد كياء گيلاني
27
سراج الأنساب ( فارسى )
اختلاف ندارد . و جمعى قورچيان « 1 » و ملازمان در خانه و قلقچيان خود را كه تخمينا ده هزار باشد مىداند ، كه هركدام چه حال دارند و چه واقعه به هركدام واقع شده ، و در رزمگاه كارهاى نمايان كدام كردهاند و چه يافتهاند ، و اكثر را به نام مىداند و به نشان مىشناسد . و طوايف روميه و ازبكيه و هنديه را به نوعى پيروى كرده كه غالبا صد سال در آن ديار بسر برده ، و در وقتى كه كسى از آن بلاد آمد يا گرفتار آوردند ، حكايات واقعى از آن بلده و سرزمين مىپرسيد « 2 » كه باعث تعجب آن شخص مىشود . و به يمن اعتقاد صافى كه به خاندان طيبين و طاهرين دارد ، اقبال مقبلوار در ركاب او روان است ، و آنچه از مطالب و مقاصد در ضمير مىگذراند حقتعالى به امداد ائمه طاهرين معصومين عليهم السّلام برمىآورد ، و در اين كلام تكلفى و ريايى نيست ، و حالاتى كه واقع شده جمله بر آن دال است ، هركس را كه ادراك و انصاف باشد از آن درك نمايد ، كه چون فتوحات او بىمنت سپاه و خدم و بى تردد خيلوحشم دست به هم داده . و از آن جمله واقعهء چند را درج نمايد : أول : جنگ سلاطين ازبگ كه در جام واقع شد ، پنجاه هزار كس از مخالف آمده بودند ، و قزلباش « 3 » بيست هزار بود ، چنانچه اكثر امرا گريختند ، حاكم كرمان چون به كرمان رسيد خبر دادند كه شاه فيروزى مظفر است ، محمد خان
--> ( 1 ) قورچى : رئيس اسلحهخانه . ( 2 ) در نسخه « م » : مىپرسد . ( 3 ) در كتب لغت چنين معنى شده : قسمتى از سپاه شاه اسماعيل اول كه از طرفداران مذهب شيعه و حاميان سلطنت صفوى تشكيل شده بود ، و به مناسب كلاه سرخرنگى كه بر سر مىگذاشتند آنها را قزلباش مىناميدند ، و به تدريج تمام ارتش صفويه به اين اسم ناميده شد .