السيد أحمد بن محمد كياء گيلاني
28
سراج الأنساب ( فارسى )
ذو القدر تارى گريخت ، و جوهر سلطان تاده فرسخ گريخته بود ، كه بازگشت ديگر امرا به اين طريق تا اينكه اين پادشاه مثل قطب بر جاى خود ثابت ماند و حقتعالى نصرت به دو داد . واقعهء ديگر : پادشاه روم كه در أول مرتبه آمد هنوز فصل پاييز بود ، كه از برف و صاعقه گريخته به بغداد رفت ، و سال ديگر كه آمد هيچ كار نساخت ، چنانچه تا چهار نوبت آمد ضايع شد ، اكنون به التماس و استغاثه صلح كرد و در آن ثابت قدم است . واقعهء ديگر : آمدن سلطان بايزيد پسر سلطان روم كه چگونه با دوازده هزار كس آمد ، و اين پادشاه ايشان را معدوم مطلق دانسته به ميانه درآمد ، و در آخر كه ايشان را خيال باطل بود در يك دم او را گرفت و باقى را به قتل آورد ، كه متنفس از آن جماعت نماند ، و يك قزلباش كشته نشد ، و در آخر به شفاعت و زارى سى هزار تومان نقد با تحفههاى لايق فرستادند مدعا به حصول پيوست كه او با فرزندان به قتل آمدند . واقعهء ديگر : با وجود همايون پادشاه بدان شوكت و جاه و جلال كه تمامى هندوستان خشگوتر را گرفته بود محتاج او شد ، و امداد و رعايت يافته رفت و بار ديگر هند را به معاونت اين پادشاه تصرف كرد . ديگر واقعهء گيلان و دفع خان أحمد گيلانى و تصرف او در گيلان ، و اكنون هفتصد سال كه اين ملك را داشتند بىجنگ و تردد و قتل و كوشش لشگر و خان أحمد چگونه گرفتار شدند و مملكت چون به دست آمد . ديگر واقعه شيروان : و فتح شيروان كه به يك رفتن شاه والى اعتقاد مفتوح شد . ديگر واقعهء شكى و كرچى : مملكت شكى و كرچى كه هرگز پادشاه ايران