السيد أحمد بن محمد كياء گيلاني

26

سراج الأنساب ( فارسى )

و منكرات از فسوق كبيره و صغيره بالكليه توبه كرد و توبه فرمود ، و همه كس بدين سعادت و دولت فائز گشتند ، و اين در سال احدى و أربعين و تسعمائه بود . و چون ذات شريفش از حظ نفسانى احتراز كرد ، اوقات همايون و روزگار همايون از صباح تا مساء و از مساء تا صباح بىفاصله على الدوام صرف انجام مهمات عالم و عالميان مىگشت ، و به لطف خاطر طبيب علت معولان شده ، خار بيداد به دست عدل و داد از پاى بيچارگان گشيده ، و مرهم « 1 » رحم بر جراحت مظلومان ستمديده محنت گشيده مىنهاد . و كلاه‌دوز و ارباب قلم را قدرت آن نبود كه قيراطى كم يا زياده نمايند ، و صدور و ارباب عدول دائما مقرر شد كه در مجلس حاضر باشند ، كه مهمات بر نهج شرع فيصل يابد . و هرگاه كتابتى به قيصر روم و داراى هند و سلاطين مشرق و مغرب مرقوم شود ، منشيان بديع كلام در بارگاه جمع شوند ، و آن كتابت را مسوده نمايند و بخوانند ، چون اصلاح يابد و بىقصور و بىعيب شود به تحرير درآورند ، و به نوعى اختتام مىيافت كه ديباچه كلام سخن طرازان جهان مىگشت . بىتكلف تا بناى اين چرخ نيلگون و فلك بوقلمون بوده ، اين‌چنين پادشاهى ولى سيرت فرشته سريرت با حلم و سياست با قدرت و كياست كامل عاقل باذل خوش‌خوى بر مسند عزت ننشسته ، و حافظه بر اين « 2 » مرتبه كه آنچه از اول سلطنت تا آخر اگر ماه و سال و هفته گويى در خمير ايشان هست ، چنانچه مكررا واقع شده . كه اكنون كه سنهء ست و سبعين و تسعمائه است ، كه چهل و شش سال از سلطنت باشد قشلاق به قشلاق و ايلاق به ايلاق مىگويند ، و واقعات ادا مىفرمايد كه اصلا

--> ( 1 ) مرهم : هر دارويى كه روى زخم بگذارند . ( 2 ) در نسخه « م » به اين .