مهدى مهريزى و على صدرايى خويى

47

ميراث حديث شيعه

مذهب واقفه بوده است . « 1 » اين منقولات نشان مىدهد كه تشيّع قبل از ظهور فاطميان در شمال افريقا وجود داشته است . « 2 » منابع « الإيضاح » ويلفرد مادلونگ ، در مقاله‌اى با عنوان « منابع فقه إسماعيلي » ، « 3 » منابع مورد استفاده در تأليف الإيضاح را معرّفى نموده است . در اين‌جا برخى اطّلاعات تكميلى بر مطالب ارائه شده توسط ايشان ، آورده مىشود .

--> ( 1 ) . مقدسي بعد از ذكر مواردى مثل ذكر قنوت در نماز صبح وبلند خواندن « بسم الله » وخواندن نماز شب‌در يك ركعت ومسائل ديگر مىنويسد : « وهذه الأصول مذاهب الأدرسية وغلبتهم بكورة سوس الأقصى . . . » ( أحسن التقاسيم ، ص 238 ) . ظاهراً منظور مقدسي در اين عبارت‌ها ، بجليه وپيروان ابن ورسند باشد . همچنين ر . ك : اين عبارت ادريسى : « وأهل السوس فرقتان ، فأهل مدينة تارودنت يتمذهبون بمذهب المالكية من المسلمين وهم حشوية ، وأهل بلد تويومن بمذهب موسى بن جعفر ، وبينهم أبداً القتال . . . » ( نزهة المشتاق في اختراق الآفاق ، ج 1 ، ص 228 ) . ابن حوقل كه در حدود سال 378 ق ، به نگارش اثر خود مشغول بوده است ، مىنويسد : مردم سوس أقصى در مغرب غربى ، برخى داراى مذهب سنّى مالكي وبرخى ديگر داراى مذهب شيعهء موسوى بوده‌اند كه سلسلهء امامت را پس از امام موسىكاظم عليه السلام قطع كردند وبه پيروان علي بن ورسند پيوستند ( صورة الأرض ، ابن الحوقل ، ص 91 ) . در مورد ورود عبيد الله مهدى نيز گزارش شده است كه وى در بدو ورود خود به افريقا ، نخست به سوس رفت : Studiesin Early Ismailism , p . 105 . عبارت أبو عبد الله شيعي ، ظاهراً به همين پيروان ابن ورسند اشاره داشته باشد كه ابن هيثم ، احتمالًا يكى از پيروان تعاليم وى بوده است . در هر صورت ، در منابع ، از ابن ورسند به عنوان مؤسس فرقهء بجليه ياد شده است ( ر . ك : 2 ، ذيل : « بجليه » ، ترجمهء همين مدخل در دانش‌نامهء جهان اسلام ) . ( 2 ) . در مورد تحليلي از اطلاعات موجود در منابع مختلف در مورد ابن ورسند ، ر . ك : مكتب‌ها وفرقه‌هاى اسلامى در سده‌هاى ميانه ، ويلفرد مادلونگ ، ترجمه : جواد قاسمى ، آستان قدس رضوى ، 1375 ش ، ص 230 به بعد : « نكاتى چند در مورد تشيّع غير إسماعيلي در مغرب » . برخى مطالب منقول در اين مقدمه ، از اين مقاله نقل شده است . با اين همه مطالب منقول به منبع اصلى ارجاع داده شده وبه متن كتب رجوع شده است . ( 3 ) . مكتب‌ها وفرقه‌هاى اسلامى در سده‌هاى ميانه ، ص 252 به بعد .