مهدى مهريزى و على صدرايى خويى

332

ميراث حديث شيعه

وواسطهء طاعتي دست دهد ودلايل « 1 » نقلي در باب اخفاى مطلق « 2 » ذكر در كلام الهى - جلّ شأنه - وأحاديث حضرت رسالت پناهى - عليه الصلاة والسّلام - « 3 » خود بسيار وارد است والعلم عند اللَّه . اكنون چون اين معاني به وضوح پيوست ، ببايد دانست كه مر اين ذكر را شرايط وآداب چند مقرّر كرده‌اند ؛ امّا « 4 » از شرايط « 5 » يكى « 6 » آن است كه بعد الهضم وقبل الخلو تام گويند وحكمت در اين ، آن است كه اعتماد أهل ارشاد در شناختن أحوال ومراتب سالكان سبيل رشاد بر واقعات است ؛ چه هر كه را مشاهدات وواقعات أو عالىتر وبهتر ومضبوطتر ، مرتبهء أو اقدم « 7 » وحال أو أعلى وبه « 8 » كمال ، أقرب . وواقعات حسنه كه رؤياي صالحه عبارت از آن است موقوف است بر تعديل مزاج دماغ وتن وصحّت آن ؛ چنانچه در كتب حكما مبيّن گشته است . پس هرگاه در اين حال بدين ذكر ، اشتغال رود ، به واسطهء حركت ، بخارات تر طبخ يافته ، به قدر واجب به دماغ صعود كند وحرارت دل نيز رطوبات فاضلهء دماغ را نضج نيكو دهد وتعديل مزاج دماغ حاصل آيد ومثمر مقصود شود واين بعد از حفظ صحّت بدن كه به رياضت حاصل آمده باشد ، انفع بود . وهرگاه قبل الهضم گويند ، به سبب حبس نَفَس وحركت ، بخارات هر سو به حركت آيد ونفخ‌ها بجنبد ودر روده‌ها وپرده‌ها وتجويف‌ها افتد ودر بعضي محتقن ومحتبس شود واز آن ، أنواع امراض بد ، چون قولنج وفتق ودرد معده ولقوه واختلاج وغيره پديد آيد وبه جهت بسيار جنبانيدن سر در اين حين ، « 9 » بخارات زايدهء غير مطبوخه به دماغ صعود كند وكلالت وغفلت وخواب بىمحلّ وكندى حواس پيدا شود ودماغ را پريشان سازد وحرارت دل نتواند كه آن را نضج تمام دهد و

--> ( 1 ) . م : دلايلى . ( 2 ) . ف : - مطلق . ( 3 ) . ف : صلى اللَّه عليه وآله . ( 4 ) . ف : - امّا . ( 5 ) . ف : + / ذكر . ( 6 ) . ف : - يكى . ( 7 ) . ف : اقدام . ( 8 ) . ف : - به . ( 9 ) . ف : - / در اين حين .