مهدى مهريزى و على صدرايى خويى

311

ميراث حديث شيعه

منسوب است . و « 1 » هم‌چنين جهت هر دورى صورتي كه مناسب آن برج يافته‌اند ، متجسّد به جسدي كه مناسب آن كوكب شناخته‌اند ، به طبع ولون وغير آن سازند وجهت اتميّت نسب از حروف واعداد وغيرها آنچه مناسب دانسته‌اند ، بر آن مثال‌ها بنگارند . پس به وقت حاجت در مهمّات ، توسّل به هر يكى نمايند ، مناسب آن مهم . چنانچه جهت طلب أمور خير ، به مشترى وقوس وأمثال آن تقرّب جويند وتمثال آنها را پرستند وبخورات خوش‌بوى مناسب كنند وادعيهء لايقه خوانند وأمثال اين افعال . وجهت طلب أمور شرّ به مريخ وسرطان ومانند آن تقرّب جويند وتمثال‌هاى ايشان را پرستند وبخورات بدبوى مناسب كنند وادعيهء در خور آن تأليف نمايند وأكثر اين افعال در مساعات وآناتى « 2 » كنند كه مناسب كوكب مطلوب بود ، به طريقي كه به كتب نجومى مقرّر است و « 3 » بدين افعال وممارثت اين حركات ، ايشان را ملكات دست دهد وأنواع سحرها ظاهر مىسازند . « 4 » وبعضي ديگر ، مبدأ آثار مزاجات وقرانات ، « 5 » كواكب را دانند « 6 » در دوازده برج چنانچه اقواى مزاجات ، اجتماع سباعى را شناسند ، پس سداسى را ، پس خماسي را ، پس رباعي را ، پس ثلاثي را ، پس ثنائى را ، واز قرانات دوازده‌گانهء سباعى ، آنچه در صفر حمل واقع بود ، أعظم وأعلى دانند واز اين‌جاست كه ابتداى ظهور ربع كرهء ارض را از كرهء آب كه ربع مسكون وعالم خاكى آن را گويند ، از اجتماعي « 7 » اعتبار كرده‌اند كه در صفر حمل واقع بوده وتاريخ وقوع آن تحقيق نيست و « 8 » بنا بر اين در عبادت ، به دوازده تمثال كه مؤثر كلى در افعال ، آنها را شناسند « 9 » به جهت رعايت نسبت دوازده اجتماع سباعى در آن صور « 10 » تقرّب جويند . چنان‌كه از هفت جسد كه مناسب هفت كوكب سيّاره بود ، مخلوط ساخته ، دوازده صورت از صور « 11 » بروج

--> ( 1 ) . ف : - و . ( 2 ) . ف : آنانى . ( 3 ) . ف : - و . ( 4 ) . ف : سازند . ( 5 ) . ف : قرابات . ( 6 ) . م : دارند . ( 7 ) . ف : اجتماع . ( 8 ) . ف : - و . ( 9 ) . ف : + / وتوسّل جويند و . ( 10 ) . ف : + / به أجساد معدى امتزاج آنها . ( 11 ) . ف : - از صور .