مهدى مهريزى و على صدرايى خويى

312

ميراث حديث شيعه

سازند واعمالي « 1 » كه سابقاً مذكور شد ، به جاى آورند واينها را أصول ، اعتبار كنند وتمثالى كه جهت باقي قرانات سازند فرع اينها دارند وجهت جزئيات مهمّات سحريّه ، « 2 » بدين‌ها محتاج گردند وچون نتوانند كه لطيفهء مزاجى را كه تأثير عظيم در ضمن آن مندرج است ، ميان أجساد به دست آورند ، از اين جهت ، كارهاى بزرگ نتوانند كردن . « 3 » وسبب عدم وجدان امر « 4 » مزاج ، آن است كه بعضي از أجساد معدنى كه أساس اين امرند ، مانع مزاج بعضىاند ؛ چنانچه سرب نقره « 5 » را كه به قمر منسوب است ، منع كند از مزاج بانحاس كه به « 6 » زهره منسوب است وهمچنين « 7 » نحاس قلعى را كه به مشترى ، منسوب است ، منع كند از مزاج با سرب به قدر وبعضي قبول مزاج با بعضي نكنند ؛ چون سرب با حديد كه به مريخ منسوب است وبعضي را صلابت ازدوبان « 8 » ومزاج ، مانع آيد ؛ همچو حديد ، كه أو را ما دام كه به زرنيخ در بوط بر بوط ، استنزال نكنند « 9 » ولين پيدا نكند ، با أجساد نياميزد وبعضي را عدم ثبات بر نار از مزاج مانع آيد ؛ همچو « 10 » زيبق كه به عطارد ، منسوب است . أو را ما دام كه ثابت النار ومعقود نسازند ، قبول مزاج در سنگ نكند واين عقد أو را حكماى هند ، كُتَكا گويند وبه غايتْ أو را طالب باشند وأكثر خلق در اين آرزويند وهيچ كس ، آن را نيابد إلّاما شاء اللَّه . « 11 » نظم هر طايفه‌اى به گفت وگويى * واقف نشده به تار مويى وبعضي ديگر چون در كواكب از آفتاب ، تأثير عظيم دريافته‌اند - چه در زمين ، روشنى ونضج فواكِه وحرارت وتعديل برودات وتحريك حرارات وبخارات و

--> ( 1 ) . ف : اعمال . ( 2 ) . ف : سخريه . ( 3 ) . ف : نتوانند كرد . ( 4 ) . ف : - امر . ( 5 ) . ف : سرب ونقره . ( 6 ) . ف : با . ( 7 ) . ف : - همچنين . ( 8 ) . م : اردوبان . ( 9 ) . ف : نكند . ( 10 ) . ف : مانع‌اند همچون . ( 11 ) . ف : - إلّاما شاء اللَّه .