مهدى مهريزى و على صدرايى خويى
268
ميراث حديث شيعه
درآمدى والّا بازگشتى ونرنجيدى . ششم آن كه مخاطبه ومعامله به أصناف خلق بر قدر مراتب ودرجات هر كس بود . از اجلاف وأوباش ، عبارت لطيف چشم ندارد واز جاهل « 1 » وعامي ، فصاحت وبلاغت نجويد واز كوهى وبيابانى ، آداب مجلس اشراف نطلبد وتكليف هر كس به قدر حال أو كند وهر قوم را در مرتبهء خود معذور دارد واز مواجههء هيچ كس استنكاف نكند . در خبر است كه داوود عليه السلام مناجاة كرد وگفت كه : الهى ! چه كار كنم كه خَلق ، مرا دوست دارند واز جوار قرب تو محروم نمانم ؟ خداى تعالى « 2 » وحى فرمود كه : « اى داود ! زندگانى با خلق به اندازهء عقل ومراتب ايشان كن وآنچه ميان من وتوست نيكو رعايت كن » . هفتم آن كه در مجالس ومحافل ، پيران را محترم دارد . « 3 » خاصّه پيران متديّن وطفلان را « 4 » به چشم « 5 » شفقت نگرد . در خبر است كه حضرت فرمود كه : « از ما نيست كه آن كه پيران امّت را حرمت ندارد وبر طفلان امّت ما رحمت نكند » . هشتم آن كه هر مسلمان را كه به چيزى وعده كند ، آن وعده وفا كند وخلاف روا ندارد . رسول عليه السلام فرمود كه : « العِدَة دَينٌ » « 6 » يعنى وعده از مؤمن ، قرضى لازم الاداست . نهم آن كه در حكم ، سخن لعنت نگويد وبا وضيع وشريف ، روىْ گشاده دارد وبا ضعيفان ، سخن به رفق گويد . حضرت أمير المؤمنين على - كرم اللَّه وجهه - فرمود كه : « 7 » « ليّن كلامك تحبّب » « 8 » يعنى نرم كن سخن خود را تا محبوب خلق گردى . دهم آن كه در هيچ حال از انصاف غافل نباشد واز غدر در حق مسلمانان اجتناب كند وهر معامله كه از ديگرى نسبت با خود روا نمىدارد ، از خود بر ديگرى روا
--> ( 1 ) . ف : جهال . ( 2 ) . ف : حق جلّ وعلا . ( 3 ) . ف : + / و . ( 4 ) . ف : - را . ( 5 ) . ف : - چشم . ( 6 ) . مجمع الزوائد ، ج 4 ، ص 166 . ( 7 ) . ف : - كه . ( 8 ) . در مآخذ حديثي نيافتيم .