السيد علي الشهرستاني ( مترجم : هادى حسينى )
64
منع تدوين الحديث ( منع تدوين حديث ) ( فارسى )
اگر در آنچه بر بندهمان نازل كرديم شك داريد ، سورهاى مثل آن را بياوريد و شاهدانتان را از غير خدا فراخوانيد اگر از راستگويانيد ؛ و اگر اين كار را نكرديد - كه هرگز از پسِ آن برنياييد - پس بترسيد از آتشى كه آتش زنهاش مردم و سنگاند و براى كافران آماده گشته است . قرآن چنان از نظر بلاغت و فصاحت و تأثيرگذارى ، قريش را مبهوت ساخته بود كه گفتند : سِحْرٌ مُسْتَمِرٌّ « 1 » ) ( جادويى است پايدار ) به خلافِ حديث رسول خدا صلى الله عليه و آله كه در مقامِ چالش افكنى و اعجاز نبود . ثانياً : سخن پيامبر صلى الله عليه و آله براى تبيين احكام آمده است و آن گونه كه به اين امر عنايت دارد به ساختار بلاغى ( واژهها و جملات ) توجّه ندارد ؛ افزون بر اين نكته قابل توجه اين است كه بعضى از روايات پيامبر صلى الله عليه و آله نقل به معناست . اين در حالى است كه مسلمانان قرآن را مىشناختند و از ديگر سخنان تميز مىدادند و آن را حفظ مىكردند و منزلت ويژهاى براى قرآن قائل بودند ؛ زيرا براى كسى كه با قرآن در ارتباط بود منزلتى وجود داشت . آنان بىطهارت ، دست به قرآن نمىزدند به جهت اين سخن خداى متعال كه لا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ « 2 » ) ( جز پاكان آن را لمس نمىكنند ) و آياتش را به هم هديه مىدادند و در روز و شب مىخواندند . هنگامى كه توجّه مسلمانان به قرآن در اين حد و بيشتر از آن بود ، آيا مىتوان گفت كه بيمِ اختلاط آن با حديث مىرفت ؟ ! چگونه بر صحابه سخنى كه به نحو اعجاز بيان شده و آنچه اين گونه نيست ، پوشيده مىماندْ تا بگوييم صحابى ، ميان اين دو تميز نمىداد ؟ ! آرى ، ممكن است گفته شود : سخن پيامبر صلى الله عليه و آله چونان سخن ديگر مردمان نيست ، سخن سرآمدِ سخنوران و اهل بلاغت و فصاحت عرب است و از نظر شيوايى و عمق با
--> ( 1 ) . قمر / 2 . ( 2 ) . واقعه / 79 .